A Brute Can Also See Reason>
یک بی رحم همچنین می تواند دلیل را ببیند
A Brute Can Also See Reason
یک بی رحم همچنین می تواند دلیل را ببیند
A Brute Can Also See Reason
یک بی رحم همچنین می تواند دلیل را ببیند
Once a wicked wolf was in a jovial mood and merrily roaming around. Suddenly, he saw a boy lying on the ground and moved towards him. On seeing the wolf, the boy got frightened and tried to turn away his face. The wolf realized that the boy was terrified.
یک بار یک گرگ شرور حال و هوای شادی داشت و با شادی در اطراف پرسه می زد. ناگهان پسری را دید که روی زمین افتاده بود و به سمت او حرکت کرد. پسر با دیدن گرگ ترسید و سعی کرد صورتش را برگرداند. گرگ متوجه شد که پسر ترسیده است.
The wolf went up to the boy and said, "Aha! At last, I caught you. But I shall spare your life if you say three things which cannot be challenged in regard to their truth."
گرگ نزد پسر رفت و گفت: "آها! بالاخره من تو را گرفتم. اما اگر سه چیز را که نمی توان در مورد حقیقت آنها به چالش کشید، جانت را می بخشم."
The boy, though terrified, composed himself and thought for a while. Then he said, "First it is a pity that you saw me; second, I was a fool to let myself be seen by you and third, everyone hates wolves because of their unprovoked attacks."
پسر با اینکه وحشت کرده بود، خود را جمع و جور کرد و کمی فکر کرد. سپس گفت: اولاً حیف که مرا دیدی، دوم اینکه من احمقی بودم که خود را به چشم تو دیدم و سوم اینکه همه از گرگ ها به خاطر حملات بی دلیلشان متنفرند.
The wolf was satisfied with his reply, spared his life and left.
گرگ از پاسخ او راضی شد، جان خود را بخشید و رفت.