A Greedy Dog

یک سگ حریص

A Greedy Dog

یک سگ حریص

A Greedy Dog

یک سگ حریص

Once a dog was waiting near a meat shop the hope to get by chance a piece of meat. Soon he found an opportunity.

یک بار سگی در نزدیکی یک مغازه گوشت فروشی منتظر بود تا به طور اتفاقی یک تکه گوشت به دست آورد. خیلی زود فرصتی پیدا کرد.

The shopkeeper had a good number of customers visiting his shop at a time, and he became busy in talking to them and selling meat according to their respective laments.

مغازه دار در یک زمان تعداد زیادی مشتری داشت که به مغازه او سر می زدند و او مشغول صحبت با آنها و فروش گوشت بر اساس ناله های آنها شد.

In the meantime, the dog managed to bite a lump of meat from the shop and ran away as fast as possible. He reached the bank of a river and wanted to cross the river by the bridge that was laid over it.

در این بین سگ موفق شد یک تکه گوشت از مغازه گاز بگیرد و با بیشترین سرعت ممکن فرار کرد. او به ساحل رودخانه ای رسید و می خواست از روی پلی که روی آن گذاشته شده بود عبور کند.

The dog climbed the bridge, and as he came near the middle of it, he saw his own shadow fell on the bed of the river, which reflected that a dog was standing with a lump of flesh in his mouth.

سگ از پل بالا رفت و وقتی به وسط آن نزدیک شد، دید که سایه خودش روی بستر رودخانه افتاده است که نشان می‌دهد سگی ایستاده است با گوشتی در دهانش.

The dog became greedy and wanted to a way that piece of meat also. So he jumped into the river to catch hold of the meat. And he was soon carried away by the strong current of the river. Thus the dog had received the result of his greed.

سگ حریص شد و می خواست آن تکه گوشت را نیز راهی کند. بنابراین او به داخل رودخانه پرید تا گوشت را بگیرد. و او به زودی توسط جریان شدید رودخانه برده شد. بنابراین سگ نتیجه طمع خود را دریافت کرده بود.