A Lesson In Manners>
درس اخلاق
A Lesson In Manners
درس اخلاق
A Lesson In Manners:
درس اخلاق:
One morning there was a loud knock at Dean Swift's door. The servant opened it. A man who was outside handed her a fine duck that had lately been killed, and said,—"Here's a present for the Dean. It's from Mr. Boyle."
یک روز صبح صدای محکمی در خانه دین سوئیفت زده شد. خادم در را باز کرد. مردی که بیرون بود یک اردک خوب را که اخیراً کشته شده بود به او داد و گفت: "اینم هدیه ای برای رئیس. از طرف آقای بویل است."
Then, without another word, he turned and walked away.
بعد بدون حرف دیگری برگشت و رفت.
A few days afterward the man came again. This time he brought a partridge. "Here's another bird from Mr. Boyle."
چند روز بعد مرد دوباره آمد. این بار کبک آورد. "اینم یه پرنده دیگه از آقای بویل."
Now, Mr. Boyle was a sporting neighbor who spent a good deal of time in shooting. He was a great admirer of Dean Swift, and took pleasure in sending him presents of game.
حالا، آقای بویل یک همسایه ورزشی بود که زمان زیادی را صرف تیراندازی می کرد. او از تحسینکنندگان بزرگ دین سویفت بود و از ارسال هدایای بازی برای او لذت میبرد.
The third time, the man brought a quail. "Here's something else for the Dean," he said roughly, and tossed it into the servant's arms.
بار سوم مرد بلدرچین آورد. او به سختی گفت: "اینجا چیز دیگری برای رئیس است." و آن را در آغوش خدمتکار انداخت.
The servant complained to her master. "That fellow has no manners," she said.
خدمتکار به اربابش شکایت کرد. او گفت: "آن شخص اخلاق ندارد."
"The next time he comes," said the Dean, "let me know, and I will go to the door."
رئیس گفت: دفعه بعد که آمد، به من خبر بده و من به سمت در می روم.
It was not long until the man came with another present. The Dean went to the door.
طولی نکشید که آن مرد با هدیه دیگری آمد. رئیس به طرف در رفت.
"Here's a rabbit from Mr. Boyle," said the man.
مرد گفت: "اینم یک خرگوش از آقای بویل."
A Lesson in Manners Image
تصویر درس آداب و رسوم
"See here," said the Dean in a stern voice, "that is not the way to deliver a message here. Just step inside and make believe that you are Dean Swift. I will go out and make believe that I am bringing him a present. I will show you how a messenger ought to behave."
دین با صدایی خشن گفت: «اینجا را ببینید، این راه برای رساندن پیام در اینجا نیست. فقط وارد شوید و باور کنید که شما دین سوئیفت هستید. من بیرون می روم و باور می کنم که دارم برای او پیامی می آورم. من به شما نشان خواهم داد که یک پیام آور چگونه باید رفتار کند."
"I'll agree to that," said the man; and he stepped inside. The Dean took the rabbit and went out of the house. He walked up the street to the next block. Then he came back and knocked gently at the door.
مرد گفت: من با آن موافقت خواهم کرد. و پا به داخل گذاشت دین خرگوش را گرفت و از خانه بیرون رفت. از خیابان تا بلوک بعدی رفت. سپس برگشت و به آرامی در را کوبید.
The door was opened by the man from Mr. Boyle's. The Dean bowed gracefully and said, "If you please, sir, Mr. Boyle's compliments, and he wishes you to accept of this fine rabbit."
در را مردی از آقای بویل باز کرد. دین با مهربانی تعظیم کرد و گفت: "اگر لطف دارید، آقا، تعارف آقای بویل، و او آرزو می کند که این خرگوش خوب را بپذیرید."
"Oh, thank you," said the man very politely. Then, taking out his purse, he offered the Dean a shilling. "And here is something for your trouble."
مرد خیلی مؤدبانه گفت: اوه، متشکرم. سپس کیفش را بیرون آورد و یک شیلینگ به دین پیشنهاد داد. "و اینجا چیزی برای دردسر شماست."
The lesson in manners was not forgotten; for, always after that, the man was very polite when he brought his presents. And the Dean also took the hint; for he always remembered to give the man a "tip" for his trouble. Jonathan Swift, often called Dean Swift, was famous as a writer on many subjects. Among other books he wrote "Gulliver's Travels," which you, perhaps, will read some time.
درس آداب فراموش نشد. زیرا همیشه بعد از آن، مرد وقتی هدایایش را می آورد بسیار مؤدب بود. و رئیس نیز اشاره کرد. زیرا او همیشه به یاد داشت که برای دردسر به آن مرد "انعام" بدهد. جاناتان سوئیفت، که اغلب دین سوئیفت نامیده می شود، به عنوان نویسنده در موضوعات بسیاری مشهور بود. در میان کتابهای دیگر او «سفرهای گالیور» را نوشت که شاید مدتی آن را بخوانید.