A Poor Little Girl>
دختر کوچولوی فقیر
A Poor Little Girl
دختر کوچولوی فقیر
A Poor Little Girl
دختر کوچولوی فقیر
Once, a rich lady, having no child of her own, decided, to adopt a girl child. For this, she gave advertisements in various newspapers. Many poor women came to sell their daughters to her.
یک بار، یک بانوی ثروتمند که از خود فرزندی نداشت، تصمیم گرفت دختری را به فرزندی قبول کند. برای این کار او در روزنامه های مختلف آگهی داد. بسیاری از زنان فقیر آمده بودند تا دختران خود را به او بفروشند.
The rich lady gave some money to all girls and asked them to go to the market and buy their favourite things. .
خانم پولدار به همه دخترها مقداری پول داد و از آنها خواست که به بازار بروند و چیزهای مورد علاقه خود را بخرند. .
On returning, all the girls showed the rich lady, the things they had bought. Most of them had bought ribbons, clothes and other things for themselves but one poor girl had bought a prayer book and a needle.
در بازگشت، همه دخترها چیزهایی را که خریده بودند به خانم پولدار نشان دادند. بیشتر آنها برای خود روبان و لباس و چیزهای دیگر خریده بودند اما یک دختر فقیر کتاب دعا و سوزن خریده بود.
The lady got impressed with the poor girl and adapted her saying that the girl really knew the essence of worship and hard work.
خانم تحت تأثیر دختر بیچاره قرار گرفت و او را تطبیق داد و گفت که دختر واقعاً جوهر عبادت و کار سخت را می داند.