A Pound is a Pound>
پوند یک پوند است
A Pound is a Pound
پوند یک پوند است
A Pound is a Pound:
پوند یک پوند است:
There was once a farmer who, each week, sold a pound of butter to a baker. After several weeks of buying a pound of butter from the farmer, the baker decided to weigh the butter that he was receiving to ensure it was indeed a full pound. When the baker weighed it, he learned that the butter was under a pound, which enraged him. He felt he was being cheated and he decided to take the farmer to court.
یک بار کشاورز بود که هر هفته یک پوند کره به یک نانوا می فروخت. پس از چندین هفته خرید یک پوند کره از کشاورز، نانوا تصمیم گرفت کره ای را که دریافت می کرد وزن کند تا مطمئن شود که واقعاً یک پوند کره کامل است. وقتی نانوا آن را وزن کرد، متوجه شد که کره زیر یک پوند است و همین باعث عصبانیت او شد. او احساس کرد که فریب خورده است و تصمیم گرفت کشاورز را به دادگاه بکشاند.
When in court, the judge asked the farmer how he was weighing the butter. The farmer said, “Your Honor, I am poor. I do not own an exact measuring tool. However, I do have a scale.”
در دادگاه، قاضی از کشاورز پرسید که چگونه کره را وزن می کند. کشاورز گفت: «عزیزان، من فقیر هستم. من ابزار اندازه گیری دقیقی ندارم. با این حال، من یک ترازو دارم.»
The judge then asked if the farmer uses the scale to measure the butter.
سپس قاضی پرسید که آیا کشاورز از ترازو برای اندازه گیری کره استفاده می کند؟
The farmer said, “Your Honor, I have been buying a one-pound loaf of bread from the baker since long before he began purchasing butter from me. Whenever the baker brings bread for me, I put it on the scale and then measure out the exact same weight in butter to give him in return. So, if the baker is not getting a pound of butter, he is also not giving a pound of bread like he promised.”
کشاورز گفت: "عزیزان، من از مدتها قبل از اینکه نانوا شروع به خرید کره از من کند، یک قرص نان یک پوندی از نانوا می خریدم. هر وقت نانوا برای من نان می آورد، آن را روی ترازو می گذارم و سپس دقیقا همان وزن را با کره اندازه می کنم تا در ازای آن به او بدهم. بنابراین، اگر نانوا یک مثقال کره نمیگیرد، یک مثقال نان هم به قول خودش نمیدهد.»
The Moral:
اخلاق:
You get what you give. If you try to cheat others out of what you promise them, you will be cheated in return. The more honest you are, the easier it is to trust other people and not suspect they may be cheating you in some way. When you’re honest, not only will other people trust you, but you will also feel more confident in your trust with others. Honesty is always the best route–especially if you want others to be honest with you as well.
آنچه را که می دهید به دست می آورید. اگر سعی کنید دیگران را از قولی که به آنها می دهید فریب دهید، در عوض فریب خواهید خورد. هرچه صادقتر باشید، راحتتر میتوانید به دیگران اعتماد کنید و شک نکنید که ممکن است به نوعی به شما خیانت کنند. وقتی صادق باشید، نه تنها دیگران به شما اعتماد خواهند کرد، بلکه در اعتماد خود به دیگران نیز احساس اطمینان بیشتری خواهید کرد. صداقت همیشه بهترین راه است – به خصوص اگر می خواهید دیگران نیز با شما صادق باشند.