A Strange Death>
یک مرگ عجیب
A Strange Death
یک مرگ عجیب
A Strange Death:
یک مرگ عجیب:
It was evening of summer, Ronny was sitting on his couch and watching news on Television. The news was related to social issues and political problems. Ronny was seriously watching and analyzing the news topic as it was very sensitive and is the emerging problem in todays world. The issue is of recent RAPE CASE.
عصر تابستان بود، رونی روی مبل خود نشسته بود و اخبار تلویزیون را تماشا می کرد. این خبر مربوط به مسائل اجتماعی و مشکلات سیاسی بود. رونی به طور جدی موضوع اخبار را تماشا و تحلیل می کرد زیرا بسیار حساس بود و مشکل نوظهور دنیای امروز است. موضوع اخیراً مربوط به تجاوز جنسی است.
He was getting angry on the steps of the government and court as they were treating Jaype (rapist) like a common people. While Ronny was thinking that these kind of people aren’t humans anymore after committing such a serious crime. He don’t deserves any human rights. Next day Ronny was in his college discussing the same topic with their friends and his anger was on hike towards the non-fruitful protocols and procedure of the court and government.
او روی پلههای دولت و دادگاه عصبانی میشد زیرا با جیپ (متجاوز به عنف) مانند مردم عادی رفتار میکردند. در حالی که رونی فکر می کرد که این نوع افراد پس از ارتکاب چنین جنایت سنگینی دیگر انسان نیستند. او سزاوار هیچ حقوق انسانی نیست. روز بعد رونی در کالج خود بود و در مورد همین موضوع با دوستانشان بحث می کرد و خشم او به سمت پروتکل ها و رویه های غیر ثمربخش دادگاه و دولت افزایش یافت.
According to him the criminal in the case of rape should not get any chance to save himself in anyway from the punishment. On the other hand court had given one more chance to save themselves from the punishment declared by the court.
به گفته وی، مجرم در مورد تجاوز جنسی نباید فرصتی برای نجات خود از مجازات داشته باشد. از سوی دیگر دادگاه یک فرصت دیگر برای نجات خود از مجازات اعلام شده توسط دادگاه داده بود.
Ronny was a law student but he see this world in totally different way as according to him “delayed justice with late realization is not a fruitful and justified justice anymore!”
رونی دانشجوی حقوق بود اما این دنیا را کاملاً متفاوت می بیند، زیرا به گفته او «عدالت با تأخیر با درک دیرهنگام دیگر عدالت ثمربخش و موجهی نیست!»
“Justice is that which is given to the victim on time without any late realization. The problem of late realization is the worst and pathetic step of the court and government as by until late realization of the justice panel the victims life become the worst and destroyed “
«عدالت آن چیزی است که به موقع به قربانی داده شود بدون اینکه دیر متوجه شود. مشکل دیر تحقق، بدترین و رقت بارترین اقدام دادگاه و دولت است، زیرا تا دیر تحقق هیئت قضایی، زندگی قربانیان بدترین و ویرانترین میشود.
Ronny was waiting for the death punishment for the most dangerous criminal of the millennium that is rapist. But on the hearing of the criminal in the court the death sentence of the criminal was postponed because the defence lawyer(I.K gadgil) said that his client was not present at the crime scene during the time of crime. And give some more excuses about human rights and all. For this court asked to provide the network reports from the network provider company on the next hearing date of this case.
رونی منتظر مجازات مرگ خطرناک ترین جنایتکار هزاره بود که متجاوز به عنف است. اما در جلسه رسیدگی جنایتکار در دادگاه، حکم اعدام این جنایتکار به تعویق افتاد زیرا وکیل مدافع (ای.ک گادگیل) گفت موکلش در زمان جنایت در صحنه جرم حضور نداشته است. و در مورد حقوق بشر و همه بهانه های بیشتری بیاورید. برای این دادگاه خواستار ارائه گزارش شبکه از شرکت ارائه دهنده شبکه در تاریخ بعدی رسیدگی به این پرونده شد.
Due to this Ronny felt sorrow for the victim and he was getting hyper with the passage of the time for the decision of the court. Then he decided to do something by going out of the way of procedures and protocols. Somehow he got the twitter handle id of the defence lawyer and there he posted a life threat message for the defence lawyer and for his client (criminal of the rape case i.e. Jaype). But all the threat was ignored by lawyer.
به همین دلیل رونی برای قربانی غمگین شد و با گذشت زمان برای تصمیم دادگاه، او در حال هیپر شدن بود. سپس تصمیم گرفت با خارج شدن از مسیر رویه ها و پروتکل ها کاری انجام دهد. او به نحوی شناسه توئیتر وکیل مدافع را دریافت کرد و در آنجا پیام تهدید جانی برای وکیل مدافع و برای موکلش (جنایتکار پرونده تجاوز جنسی یعنی Jaype) ارسال کرد. اما تمام تهدید توسط وکیل نادیده گرفته شد.
On the next hearing date of the case the defence lawyer was asked to present the network report of the suspect, and that network report was showing that he was at his house during the time of crime. And thus the court released the suspect and asked the police to reinvestigate the case again!
در جلسه بعدی پرونده از وکیل مدافع خواسته شد تا گزارش شبکه ای از مظنون را ارائه کند و آن گزارش شبکه نشان می داد که وی در زمان ارتکاب جنایت در منزل خود بوده است. و به این ترتیب دادگاه مظنون را آزاد کرد و از پلیس خواست تا دوباره پرونده را مورد بررسی قرار دهد!
Ronny was shocked after hearing the decision of the court so he decided to do some investigation by his own about the case .
رونی پس از شنیدن تصمیم دادگاه شوکه شد، بنابراین تصمیم گرفت تحقیقات خود را در مورد پرونده انجام دهد.
To start the investigation he somehow manage to meet the victim’s lawyer after following him from last 7 days. From there he gathered some basic details of the case and then he proceeded at his own to solve the case.
او برای شروع تحقیقات به نحوی موفق می شود پس از 7 روز تعقیب وکیل قربانی، او را ملاقات کند. او از آنجا جزئیات اولیه پرونده را جمعآوری کرد و سپس خودش برای حل این پرونده اقدام کرد.
That night he managed to reach at the house of the defence lawyer with some sharp weapon and there he caught the son of that defence lawyer and asked about case details and all information about the primary suspect of the case who was released by the court at last hearing. The lawyers words was hard to believe as he said “ they showed a fake network report to the court, by erasing the original report from the crime scene and modified in such a way which showed the presence of the criminal at his house only at the time of crime. The lawyer revealed one more fact about the case that one the relative of the suspect is a well reputed businessmen named Arif shekh, who influenced this case very smartly and perfectly.
در آن شب او با مقداری سلاح تیز خود را به منزل وکیل مدافع رساند و در آنجا پسر آن وکیل مدافع را گرفت و از جزئیات پرونده و کلیه اطلاعات مظنون اصلی پرونده پرسید که سرانجام توسط دادگاه آزاد شد. شنیدن باور سخنان وکلا سخت بود زیرا او گفت: آنها گزارش شبکه جعلی را با پاک کردن گزارش اصلی از صحنه جرم به دادگاه نشان دادند و به گونهای تغییر دادند که نشان از حضور مجرم در آن زمان در خانه او داشت. از جنایت این وکیل یک واقعیت دیگر را در مورد این پرونده فاش کرد که یکی از بستگان مظنون یک تاجر معروف به نام عارف شیخ است که بسیار هوشمندانه و عالی در این پرونده تأثیر گذاشته است.
He gave $10million to the network provider company to modify the network reports and the company prepared a fake report of Jaype.
او 10 میلیون دلار به شرکت ارائه دهنده شبکه داد تا گزارشات شبکه را اصلاح کند و شرکت گزارش جعلی از Jaype تهیه کرد.
Ronny was shocked and found a devastating fact about crime and the corruption.
رونی شوکه شد و به یک واقعیت مخرب در مورد جنایت و فساد دست یافت.
All the facts worked like the a fire in the oil.
همه حقایق مانند آتش سوزی در نفت عمل کردند.
From last 3-4 days Ronny was worried and busy in doing suspicious activities.
از 3-4 روز گذشته رونی نگران و مشغول انجام فعالیت های مشکوک بود.
Next day Ronny abducted the CEO of network provider company : Arif sheikh. And spread a message via social media to reopen the file of the suspect Jaype to give a true justice to the rape victim Eliza.
روز بعد رونی مدیر عامل شرکت ارائه دهنده شبکه عارف شیخ را ربود. و از طریق رسانه های اجتماعی پیامی را برای بازگشایی پرونده مظنون Jaype برای اجرای عدالت واقعی به قربانی تجاوز جنسی الیزا منتشر کرد.
Arif sheikh said to Ronny “please accept 2 million dollar and leave me”.
عارف شیخ به رونی گفت: لطفا 2 میلیون دلار را بپذیر و مرا رها کن.
Ronny:- why should I leave you?
رونی:-چرا باید ترکت کنم؟
Corrupt people like you had made this country’s condition worse! You people are more dangerous than the viruses and harmful radioactivities.
فاسدی مثل شما وضع این مملکت را بدتر کرده بودند! شما مردم از ویروس ها و رادیواکتیویته های مضر خطرناک تر هستید.
Ronny then picked a iron rod and hit on the shoulder of the Arif sheikh with a deadly impact, due to which a bone of Arif’s shoulder broke and he started to scream badly. Ronny forcefully recorded the statement of the Arif with a camera. In his statement Arif said “the businessmen Nirav joshi gave him 10 million dollars to create fake report of Jaype. And said that Jaype is the real suspect in the case who raped Eliza!
سپس رونی یک میله آهنی برداشت و ضربه ای مرگبار به شانه شیخ عارف زد که در اثر آن استخوان کتف عارف شکست و او شروع به فریاد بدی کرد. رونی به زور بیانیه عارف را با دوربین ضبط کرد. عارف در بیانیه خود گفت: «نیراو جوشی تاجر به او 10 میلیون دلار داد تا گزارش جعلی از Jaype تهیه کند. و گفت که جیپ مظنون واقعی پرونده است که به الیزا تجاوز کرده است!
After this Ronny was following the suspect jaype and Nirav joshi with a great precaution and determination but unfortunately Ronny died in a road accident!
بعد از این، رونی با احتیاط و قاطعیت به دنبال مظنون جیپ و نیراو جوشی بود اما متاسفانه رونی در یک تصادف جاده ای جان باخت!
It was really unfortunate that the person who was fighting for the truth had died before revealing the truth before the law and the people of this country. He died for the social cause and for the victim with whom he has no blood relation but he tried his best to find the truth about the case and he was almost at the edge to reveal everything soon, before that he died.
واقعا مایه تاسف بود که فردی که برای حقیقت مبارزه می کرد قبل از افشای حقیقت در برابر قانون و مردم این کشور جان باخته بود. او به خاطر مسائل اجتماعی و برای قربانی که هیچ نسبت خونی با او ندارد جان باخت، اما تمام تلاش خود را کرد تا حقیقت پرونده را پیدا کند و تقریباً در آستانه افشای همه چیز بود، قبل از آن که بمیرد.
After 2 weeks of Ronny’s death some dead bodies was found around the nearest railway station at the railway track!
پس از گذشت 2 هفته از مرگ رونی، جسدهایی در اطراف نزدیکترین ایستگاه راه آهن در مسیر راه آهن پیدا شد!
The dead bodies were of the businessman Nirav joshi, CEO Arif sheikh, defence lawyer I.K gadgil and one more dead body was there that was the Jaype’s body which was badly chopped.
اجساد مرده های تاجر نیراو جوشی، مدیرعامل عارف شیخ، وکیل مدافع I.K gadgil و یک جسد دیگر در آنجا بود که جسد Jaype بود که به شدت خرد شده بود.
All this dead bodies was strange to found together for the police they were in shock that does they were murdered or they committed suicide! This was the biggest mystery for the police to solve it and was really strange too!
پیدا کردن این همه جنازه با هم برای پلیس عجیب بود. آنها در شوک بودند که آیا به قتل رسیده اند یا خودکشی کرده اند! این بزرگترین معمای پلیس برای حل آن بود و واقعاً عجیب هم بود!