A Telephonic Conversation>
مکالمه تلفنی
A Telephonic Conversation
مکالمه تلفنی
A Telephonic Conversation:
مکالمه تلفنی:
Consider that a conversation by telephone--when you are simply sitting by and not taking any part in that conversation--is one of the solemnest curiosities of modern life. Yesterday I was writing a deep article on a sublime philosophical subject while such a conversation was going on in the room. I notice that one can always write best when somebody is talking through a telephone close by. Well, the thing began in this way. A member of our household came in and asked me to have our house put into communication with Mr. Bagley's downtown. I have observed, in many cities, that the sex always shrink from calling up the central office themselves. I don't know why, but they do. So I touched the bell, and this talk ensued:
در نظر بگیرید که مکالمه تلفنی - زمانی که شما به سادگی کنار آن نشسته اید و در آن مکالمه شرکت نمی کنید - یکی از جدی ترین کنجکاوی های زندگی مدرن است. دیروز در حال نوشتن مقاله ای عمیق در مورد یک موضوع عالی فلسفی بودم در حالی که چنین گفتگویی در اتاق در جریان بود. متوجه شدم که وقتی کسی در نزدیکی از طریق تلفن صحبت می کند، همیشه می توان بهترین نوشت. خب ماجرا به این شکل شروع شد. یکی از اعضای خانواده ما وارد شد و از من خواست که خانه ما را با مرکز شهر آقای باگلی در ارتباط بگذارم. من در بسیاری از شهرها مشاهده کردهام که جنسیت همیشه از تماس با دفتر مرکزی کوتاه میآید. من نمی دانم چرا، اما آنها می دانند. بنابراین من زنگ را لمس کردم و این صحبت ادامه یافت:
CENTRAL OFFICE. (gruffy.) Hello!
دفتر مرکزی. (عصبی.) سلام!
I. Is it the Central Office?
I. آیا دفتر مرکزی است؟
C. O. Of course it is. What do you want?
C. O. البته که هست. چی میخوای؟
I. Will you switch me on to the Bagleys, please?
من. لطفاً من را به باگلی ها منتقل می کنید؟
C. O. All right. Just keep your ear to the telephone.
C. O. بسیار خوب. فقط گوش خود را به تلفن نگه دارید.
Then I heard k-look, k-look, k'look--klook-klook-klook-look-look! then a horrible "gritting" of teeth, and finally a piping female voice: Y-e-s? (rising inflection.) Did you wish to speak to me?
بعد شنیدم k-look، k-look، k'look--klook-klook-klook-look-look-look! سپس یک "قروچه" وحشتناک دندان، و در نهایت یک صدای زن لوله کشی: Y-e-s؟ (افزایش عطف.) آیا می خواستی با من صحبت کنی؟
Without answering, I handed the telephone to the applicant, and sat down. Then followed that queerest of all the queer things in this world-- a conversation with only one end of it. You hear questions asked; you don't hear the answer. You hear invitations given; you hear no thanks in return. You have listening pauses of dead silence, followed by apparently irrelevant and unjustifiable exclamations of glad surprise or sorrow or dismay. You can't make head or tail of the talk, because you never hear anything that the person at the other end of the wire says. Well, I heard the following remarkable series of observations, all from the one tongue, and all shouted-- for you can't ever persuade the sex to speak gently into a telephone:
بدون پاسخگویی تلفن را به متقاضی دادم و نشستم. سپس آن عجیب ترین چیزهای عجیب و غریب در این جهان دنبال شد-- گفتگویی که تنها یک انتهای آن را دارد. شما سؤالاتی را می شنوید که پرسیده می شوند. شما پاسخ را نمی شنوید شما دعوت نامه های داده شده را می شنوید. شما در ازای تشکر نمی شنوید شما مکث های شنیداری سکوت مرده ای دارید که به دنبال آن تعجب های ظاهراً نامربوط و غیرقابل توجیه از تعجب یا اندوه یا ناراحتی خوشحال کننده است. شما نمی توانید سر یا دم صحبت کنید، زیرا هرگز چیزی را نمی شنوید که آن طرف سیم می گوید. خوب، من یک سری مشاهدات قابل توجه زیر را شنیدم، همه از یک زبان، و همه فریاد زدند - زیرا شما هرگز نمی توانید جنسیت را متقاعد کنید که به آرامی با تلفن صحبت کند:
Yes? Why, how did that happen?
بله؟ چرا، چگونه این اتفاق افتاد؟
Pause.
مکث کنید.
What did you say?
چی گفتی؟
Pause.
مکث کنید.
Oh no, I don't think it was.
اوه نه، فکر نمی کنم اینطور بود.
Pause.
مکث کنید.
No! Oh no, I didn't mean that. I meant, put it in while it is still boiling--or just before it comes to a boil.
نه! اوه نه منظورم این نبود منظورم این بود که آن را در حالی که هنوز در حال جوشیدن است - یا درست قبل از اینکه به جوش بیاید، بگذارید.
Pause.
مکث کنید.
What?
چی؟
Pause.
مکث کنید.
I turned it over with a backstitch on the selvage edge.
من آن را با یک بخیه پشتی روی لبه سلویج برگرداندم.
Pause.
مکث کنید.
Yes, I like that way, too; but I think it's better to baste it on with Valenciennes or bombazine, or something of that sort. It gives it such an air--and attracts so much noise.
بله، من هم این روش را دوست دارم. اما من فکر می کنم بهتر است آن را با Valenciennes یا bombazine یا چیزی از این دست استفاده کنیم. این چنین هوا را به آن می دهد - و سر و صدای زیادی را جذب می کند.
Pause.
مکث کنید.
It's forty-ninth Deuteronomy, sixty-forth to ninety-seventh inclusive. I think we ought all to read it often.
چهل و نهم تثنیه، شصت و چهارم تا نود و هفتم. من فکر می کنم همه ما باید آن را اغلب بخوانیم.
Pause.
مکث کنید.
Perhaps so; I generally use a hair pin.
شاید اینطور باشد؛ من معمولا از سنجاق مو استفاده می کنم.
Pause.
مکث کنید.
What did you say? (aside.) Children, do be quiet!
چی گفتی؟ (به کنار.) بچه ها، ساکت باشید!
Pause
مکث کنید
Oh! B flat! Dear me, I thought you said it was the cat!
اوه ب مسطح! عزیزم فکر کردم گفتی گربه است!
Pause.
مکث کنید.
Since when?
از کی؟
Pause.
مکث کنید.
Why, I never heard of it.
چرا، من هرگز در مورد آن نشنیده بودم.
Pause.
مکث کنید.
You astound me! It seems utterly impossible!
تو مرا متحیر می کنی! کاملا غیر ممکن به نظر می رسد!
Pause.
مکث کنید.
Who did?
چه کسی انجام داد؟
Pause.
مکث کنید.
Good-ness gracious!
خدایا مهربان!
Pause.
مکث کنید.
Well, what is this world coming to? Was it right in church?
خوب، این دنیا به کجا می رسد؟ آیا در کلیسا درست بود؟
Pause.
مکث کنید.
And was her mother there?
و آیا مادرش آنجا بود؟
Pause.
مکث کنید.
Why, Mrs. Bagley, I should have died of humiliation! What did they do?
چرا خانم باگلی باید از ذلت میمردم! چه کار کردند؟
Long pause.
مکث طولانی
I can't be perfectly sure, because I haven't the notes by me; but I think it goes something like this: te-rolly-loll-loll, loll lolly-loll-loll, O tolly-loll-loll-lee-ly-li-I-do! And then repeat, you know.
من نمی توانم کاملاً مطمئن باشم، زیرا یادداشت ها را نزد خودم ندارم. اما فکر میکنم چیزی شبیه به این میشود: ت-رولی-لول-لل، لول لولی-لل-لل، ای تولی-لول-لول-لی-لی-لی-آی-دو! و سپس تکرار کنید، می دانید.
Pause.
مکث کنید.
Yes, I think it is very sweet--and very solemn and impressive, if you get the andantino and the pianissimo right.
بله، من فکر می کنم بسیار شیرین است - و بسیار جدی و تأثیرگذار، اگر آندانتینو و پیانیسیمو را درست دریافت کنید.
Pause.
مکث کنید.
Oh, gum-drops, gum-drops! But I never allow them to eat striped candy. And of course they can't, till they get their teeth, anyway.
آه، آدامس، قطره آدامس! اما من هرگز به آنها اجازه نمی دهم که آب نبات راه راه بخورند. و البته آنها نمی توانند، تا زمانی که دندان های خود را درآورند، به هر حال.
Pause.
مکث کنید.
What?
چی؟
Pause.
مکث کنید.
Oh, not in the least--go right on. He's here writing--it doesn't bother him.
اوه، نه حداقل - درست ادامه دهید. او اینجاست که می نویسد - او را اذیت نمی کند.
Pause.
مکث کنید.
Very well, I'll come if I can. (aside.) Dear me, how it does tire a person's arm to hold this thing up so long! I wish she'd--
خیلی خب اگه بتونم میام (به کنار.) عزیز من، چقدر دست آدم را خسته می کند که این چیز را اینقدر بالا نگه دارد! ای کاش او...
Pause.
مکث کنید.
Oh no, not at all; I like to talk--but I'm afraid I'm keeping you from your affairs.
اوه نه، به هیچ وجه؛ من دوست دارم حرف بزنم - اما می ترسم تو را از کارهایت دور کنم.
Pause.
مکث کنید.
Visitors?
بازدیدکنندگان؟
Pause.
مکث کنید.
No, we never use butter on them.
نه، ما هرگز روی آنها کره استفاده نمی کنیم.
Pause.
مکث کنید.
Yes, that is a very good way; but all the cook-books say they are very unhealthy when they are out of season. And he doesn't like them, anyway--especially canned.
بله، این راه بسیار خوبی است. اما همه کتابهای آشپزی میگویند که وقتی خارج از فصل هستند، بسیار ناسالم هستند. و او آنها را دوست ندارد، به هر حال - به خصوص کنسرو.
Pause.
مکث کنید.
Oh, I think that is too high for them; we have never paid over fifty cents a bunch.
اوه، من فکر می کنم که برای آنها خیلی زیاد است. ما هرگز بیش از پنجاه سنت برای یک دسته پرداخت نکرده ایم.
Pause.
مکث کنید.
Must you go? Well, good-by.
باید بری؟ خوب خداحافظ
Pause.
مکث کنید.
Yes, I think so. Good-by.
بله، من اینطور فکر می کنم. خداحافظ
Pause.
مکث کنید.
Four o'clock, then--I'll be ready. Good-by.
بعد ساعت چهار - من آماده خواهم بود. خداحافظ
Pause.
مکث کنید.
Thank you ever so much. Good-by.
همیشه خیلی ممنون خداحافظ
Pause.
مکث کنید.
Oh, not at all!--just as fresh--which? Oh, I'm glad to hear you say that. Good-by.
اوه، نه اصلا! - به همین تازه - کدام؟ آه، خوشحالم که این را می شنوم. خداحافظ
(Hangs up the telephone and says, "Oh, it does tire a person's arm so!")
(تلفن را قطع میکند و میگوید: «اوه، بازوی آدم را خسته میکند!»)
A man delivers a single brutal "Good-by," and that is the end of it. Not so with the gentle sex--I say it in their praise; they cannot abide abruptness.
مردی یک "خداحافظ" وحشیانه را ارائه می دهد و این پایان کار است. در مورد جنس ملایم اینطور نیست - من این را در ستایش آنها می گویم. آنها نمی توانند ناگهانی را تحمل کنند.