A Wise Old Owl

جغد پیر خردمند

A Wise Old Owl

جغد پیر خردمند

A Wise Old Owl:

جغد پیر خردمند:

There was an old owl who lived in an oak tree. Every day, he observed incidents that occurred around him.

یک جغد پیر بود که روی درخت بلوط زندگی می کرد. او هر روز حوادثی را که در اطرافش اتفاق می افتاد را مشاهده می کرد.

Yesterday, he watched as a young boy helped an old man carry a heavy basket. Today, he saw a young girl shouting at her mother. The more he saw, the less he spoke.

دیروز او دید که پسر جوانی به پیرمردی کمک می کند تا سبد سنگینی را حمل کند. امروز دختر جوانی را دید که سر مادرش فریاد می زد. هر چه بیشتر می دید کمتر حرف می زد.

As the days went on, he spoke less but heard more. The old owl heard people talking and telling stories.

با گذشت روزها کمتر صحبت می کرد اما بیشتر می شنید. جغد پیر شنید که مردم صحبت می کردند و داستان می گفتند.

He heard a woman saying an elephant jumped over a fence. He heard a man saying that he had never made a mistake.

او شنید زنی که می گفت فیل از روی حصار پرید. او شنید که مردی می گفت که هرگز اشتباه نکرده است.

The old owl had seen and heard what happened to people. There were some who became better, some who became worse. But the old owl in the tree had become wiser, each and every day.

جغد پیر دیده و شنیده بود که چه بر سر مردم آمده بود. عده ای بودند که بهتر شدند، عده ای بدتر شدند. اما جغد پیر روی درخت هر روز عاقل تر شده بود.

Moral: Be more observant. Talk less and listen more. This will make us wise.

اخلاق: بیشتر مراقب باشید. کمتر صحبت کنید و بیشتر گوش کنید. این ما را عاقل خواهد کرد.