An Ass In Lion's Skin>
یک الاغ در پوست شیر
An Ass In Lion's Skin
یک الاغ در پوست شیر
An Ass In Lion’s Skin:
یک الاغ در پوست شیر:
One day, an ass chanced upon a lion’s skin that the hunters left to dry. He put it on and walked towards the jungle, giving animals and people a fright on its way. The ass was very proud of itself that day and brayed loudly in delight. Immediately, everyone knew that it was an ass in lion’s skin. They gave it a good beating for frightening them. The fox then walks up to the injured donkey and says: “I knew it was you by your voice.”
روزی الاغی به پوست شیری برخورد کرد که شکارچیان آن را رها کردند تا خشک شود. او آن را پوشید و به سمت جنگل رفت و حیوانات و مردم را در راه آن ترساند. الاغ آن روز بسیار به خود افتخار می کرد و از خوشحالی با صدای بلندی می خندید. بلافاصله همه فهمیدند که این یک الاغ در پوست شیر است. برای ترساندن آنها ضرب و شتم خوبی زدند. سپس روباه به سمت الاغ مجروح می رود و می گوید: از صدایت می دانستم که تو بودی.
Moral: Fine clothes may disguise, but silly words disclose a fool.
اخلاق: لباس های زیبا ممکن است مبدل شوند، اما کلمات احمقانه یک احمق را آشکار می کنند.