Bad instincts>
غرایز بد
Bad instincts
غرایز بد
Bad instincts:
غرایز بد:
There is one instinct to be wary of—one that you must fight.
یک غریزه برای احتیاط وجود دارد - غریزه ای که باید با آن مبارزه کنید.
This one is a liar.
این یکی دروغگوست
This one is a saboteur—a backbiter.
این یکی خرابکار است - یک غیبت کننده.
And—like the devil himself—he’s a shape-shifter …
و - مانند خود شیطان - او یک تغییر شکل است…
He will disguise himself … make you think that he has got your best interests in mind. But he doesn’t.
او خود را مبدل می کند... باعث می شود فکر کنید که بهترین منافع شما را در نظر گرفته است. اما او این کار را نمی کند.
This is the instinct that says:
این همان غریزه ای است که می گوید:
YOU’VE HAD ENOUGH.
شما به اندازه کافی داشته اید.
You’ve given it your best shot.
شما بهترین عملکرد خود را به آن داده اید.
You can stand down.
می توانید بایستید.
You can back off.
شما می توانید عقب نشینی کنید.
You can take a knee.
می توانید زانو بگیرید.
This is the instinct that says: You can rest now.
این همان غریزه ای است که می گوید: اکنون می توانید استراحت کنید.
Do not listen to that instinct.
به آن غریزه گوش نده.
DO NOT LISTEN.
گوش نده.
Because that instinct is a liar and wants to bring
چون آن غریزه دروغگو است و می خواهد بیاورد
you down.
تو پایین
You see, this instinct is a defense mechanism for
ببینید، این غریزه یک مکانیسم دفاعی است
your ego.
منیت شما
It gives you an out—a place to run to.
این به شما یک بیرون را می دهد - مکانی برای دویدن.
A place of sympathy and amnesty, where all can be
محل همدردی و عفو، جایی که همه می توانند باشند
forgiven.
بخشیده شد
Where failures gather together in comfort and drown
جایی که شکست ها در آسایش دور هم جمع می شوند و غرق می شوند
their sorrows in lies and deception.
غم و اندوه آنها در دروغ و فریب.
They tell each other—and they tell you: “You did the
آنها به یکدیگر می گویند - و به شما می گویند: "تو این کار را کردی
best you could…” and “The deck was stacked against you…” and “It’s not your fault…”
بهترین چیزی که می توانستی...» و «عرشه روی هم چیده شد...» و «تقصیر تو نیست...»
And so they tell you: It’s okay to stop—it’s okay to
و بنابراین آنها به شما می گویند: اشکالی ندارد متوقف شوید - اشکالی ندارد
settle. IT’S OKAY TO GIVE UP.
حل و فصل شود. تسلیم شدن اشکالی ندارد.
And that is the instinct you need to fight.
و این همان غریزه ای است که شما باید بجنگید.
To push back— to smash into the ground.
عقب راندن - کوبیدن به زمین.
DO NOT TAKE THE EASY WAY OUT. Do not give up based on instinct. If you are forced to stand down—to retreat so that you can rebuild and re-attack—so be it. But make that decision based on logic—not on the instinct of surrender and defeat. Destroy that instinct.
راه آسان را انتخاب نکنید. بر اساس غریزه تسلیم نشوید. اگر مجبور به ایستادن شدید - عقب نشینی کنید تا بتوانید دوباره بسازید و دوباره حمله کنید - همینطور باشد. اما این تصمیم را بر اساس منطق بگیرید – نه بر اساس غریزه تسلیم و شکست. این غریزه را نابود کن
Replace it with the instinct that says:
آن را با غریزه ای که می گوید:
GET UP. GO. FIGHT ON.
برخیز. برو. مبارزه کن.
Make that your fundamental reaction to adversity—MAKE THAT YOUR GUT INSTINCT—
این واکنش اساسی خود را در برابر مصیبت ایجاد کنید - غریزه خود را در درون خود ایجاد کنید -
and you will overcome anything that stands in
و شما بر هر چیزی که در آن ایستاده است غلبه خواهید کرد
your path.
مسیر شما