Birbal caught the Thief>
بیربال دزد را گرفت
Birbal caught the Thief
بیربال دزد را گرفت
Birbal caught the Thief
بیربال دزد را گرفت
Once a rich merchant’s house was robbed. The merchant suspected that the thief was one of his servants. So he went to Birbal and mentioned the incident. Birbal went to his house and assembled all of his servants and asked that who stole the merchant’s things. Everybody denied.
یک بار خانه یک تاجر ثروتمند مورد سرقت قرار گرفت. تاجر مشکوک شد که دزد یکی از خدمتکاران اوست. بنابراین او به بیربال رفت و به ماجرا اشاره کرد. بیربال به خانه او رفت و همه خدمتکاران خود را جمع کرد و پرسید که چه کسی چیزهای تاجر را دزدیده است. همه تکذیب کردند
Birbal thought for a moment, then gave a stick of equal length to all the servants of the merchant and said to them that the stick of the real thief will be longer by two inches tomorrow. All the servants should be present here again tomorrow with their sticks.
بیربال لحظه ای فکر کرد، سپس چوبی به طول مساوی به همه خدمتکاران تاجر داد و به آنها گفت که چوب دزد واقعی فردا دو اینچ بلندتر خواهد شد. همه خادمان باید فردا دوباره با چوب هایشان اینجا حضور داشته باشند.
All the servants went to their homes and gathered again at the same place the next day. Birbal asked them to show him their sticks. One of the servants had his stick shorter by two inches. Birbal said, “This is your thief, merchant.”
همه خادمان به خانه های خود رفتند و روز بعد دوباره در همان مکان جمع شدند. بیربال از آنها خواست تا چوب های خود را به او نشان دهند. یکی از خدمتکاران چوب خود را دو اینچ کوتاهتر کرده بود. بیربال گفت: "این دزد تو است، تاجر."
Later the merchant asked Birbal, “How did you catch him?” Birbal said, “The thief had already cut his stick short by two inches in the night fearing that his stick will be longer by two inches by morning.”
بعداً تاجر از بیربال پرسید: "چطور او را گرفتی؟" بیربال گفت: "دزد قبلاً چوب خود را در شب دو اینچ کوتاه کرده بود، از ترس اینکه عصای او تا صبح دو اینچ بلندتر شود."
Moral: Truth will always Prevail.
اخلاق: حقیقت همیشه پیروز خواهد بود.