Birbals Wisdom

بیربال ها حکمت

Birbals Wisdom

بیربال ها حکمت

Birbals Wisdom

بیربال ها حکمت

One fine day, Akbar lost his ring. When Birbal arrived in the court, Akbar told him "I have lost my ring. My father had given it to me as a gift. Please help me find it.” Birbal said ”do not worry your Majesty, I will find your ring right now.”

یک روز خوب اکبر انگشترش را گم کرد. وقتی بیربال به دربار رسید، اکبر به او گفت: حلقه ام را گم کرده ام، پدرم آن را به من هدیه داده بود، لطفا کمکم کنید آن را پیدا کنم. بیربال گفت: نگران نباش اعلیحضرت، همین الان حلقه شما را پیدا می کنم.

He said, ”Your Majesty the ring is here in this court itself, it is with one of the courtier. The courtier who has a straw in his beard has your ring.” The courtier who had the emperors ring was shocked and immediately moved his hand over his beard. Birbal noticed this act of the courtier. He immediately pointed towards the courtier and said, ”Please search this man.He has the emperors ring.”

گفت: «اعلیحضرت انگشتر اینجا در خود دادگاه است، نزد یکی از درباریان است. درباری که نی در ریش دارد انگشتر توست.» درباری که انگشتر امپراتورها را در دست داشت، شوکه شد و بلافاصله دستش را روی ریش خود کشید. بیربال متوجه این عمل دربار شد. فوراً به دربار اشاره کرد و گفت: "لطفاً این مرد را جستجو کنید. او زنگ امپراتورها را دارد."

Akbar could not understand how Birbal had Managed to find the ring. Birbal then told Akbar that a guilty person is always scared.

اکبر نمی توانست بفهمد که بیربال چگونه توانست حلقه را پیدا کند. بیربال سپس به اکبر گفت که یک فرد گناهکار همیشه می ترسد.

Moral: A Guilty Conscience need No Accuser.

اخلاق: یک وجدان عذاب آور نیازی به متهم ندارد.