Boy's Job Appraisal

ارزیابی شغل پسر

Boy's Job Appraisal

ارزیابی شغل پسر

Boy's Job Appraisal

ارزیابی شغل پسر

A little boy went into a drug store, reached for a soda carton and pulled it over to the telephone. He climbed onto the carton so that he could reach the buttons on the phone and proceeded to punch in seven digits (phone numbers). The store-owner observed and listened to the conversation.

پسر بچه ای به داروخانه رفت، یک کارتن نوشابه دراز کرد و آن را به سمت تلفن کشید. او روی کارتن رفت تا بتواند به دکمه های گوشی برسد و شروع به پانچ هفت رقمی (شماره تلفن) کرد. صاحب مغازه مکالمه را مشاهده کرد و به آن گوش داد.

Boy: 'Lady, Can you give me the job of cutting your lawn?

پسر: "خانم، می‌توانی کار بریدن چمن‌هایت را به من بسپاری؟"

Woman: (at the other end of the phone line): 'I already have someone to cut my lawn.'

زن: (در انتهای خط تلفن): "من قبلاً کسی را دارم که چمن من را برش دهد."

Boy: 'Lady, I will cut your lawn for half the price of the person who cuts your lawn now.'

پسر: "خانم، من چمن شما را به نصف قیمت کسی که الان چمن شما را می کشد، می برم."

Woman: I'm very satisfied with the person who is presently cutting my lawn.

زن: من از شخصی که در حال بریدن چمن من است بسیار راضی هستم.

Boy: (with more perseverance) : 'Lady, I'll even sweep your curb and your sidewalk, so on Sunday you will have the prettiest lawn in all of Palm beach , Florida.'

پسر: (با پشتکار بیشتر): "خانم، من حتی پیاده‌رو و پیاده‌رو شما را جارو می‌کنم، بنابراین روز یکشنبه زیباترین چمن‌زار را در کل ساحل پالم، فلوریدا خواهید داشت."

Woman: No, thank you.

زن: نه، ممنون.

With a smile on his face, the little boy replaced the receiver. The store-owner, who was listening to all this, walked over to the boy.

پسر کوچولو با لبخندی بر لب، گیرنده را تعویض کرد. صاحب مغازه که به همه اینها گوش می داد به سمت پسر رفت.

Store Owner: 'Son... I like your attitude; I like that positive spirit and would like to offer you a job.'

صاحب فروشگاه: پسرم... من رفتارت را دوست دارم. من آن روحیه مثبت را دوست دارم و می خواهم به شما پیشنهاد شغلی بدهم.

Boy: 'No thanks.'

پسر: "نه ممنون."

Store Owner: But you were really pleading for one.

صاحب فروشگاه: اما شما واقعاً برای یکی از آنها التماس می کردید.

Boy: No Sir, I was just checking my performance at the Job I already have. I am the one who is working for that lady I was talking to!'

پسر: نه قربان، من فقط عملکردم را در شغلی که قبلا داشتم بررسی می کردم. من کسی هستم که برای آن خانمی که با او صحبت می کردم کار می کنم!

Moral: This is what we call 'Self Appraisal'. Every time if we don't get ahead of others, we blame others for it. We should look to our self and compare, find own weaknesses and work hard to throw away weaknesses. Always Work Hard, Honest and with full Dedication. It will always pay up.

اخلاقی: این همان چیزی است که ما آن را "خود ارزیابی" می نامیم. هر بار اگر از دیگران پیشی نگیریم، دیگران را به خاطر آن سرزنش می کنیم. ما باید به خودمان نگاه کنیم و مقایسه کنیم، نقاط ضعف خود را پیدا کنیم و سخت تلاش کنیم تا نقاط ضعف را دور بریزیم. همیشه سخت، صادقانه و با فداکاری کامل کار کنید. همیشه پرداخت خواهد شد.