Bravery>
شجاعت
Bravery
شجاعت
Bravery:
شجاعت:
One of the great scholars of the past, he returned from a long journey tired exhausted and the weight of sweat to dirt was added to it. The first job of the information that came to its homeland was to go to the bathhouse and get rid of the dirt and sweat that caused the most discomfort. He was someone who did not feel like a man who washed himself in the bath. The handful of dirt filled with the wash pouch was stacked in front of the scholar, as he said, “How dirty are you?” While the slaughtering process is going on, when he finds out that the person he interrupted is someone who has knowledge,
از علمای بزرگ گذشته، خسته از سفری طولانی بازگشت و سنگینی عرق به خاک بر آن افزوده شد. اولین کار اطلاعاتی که به میهن خود رسید، رفتن به حمام و خلاص شدن از شر خاک و عرقی بود که بیشترین ناراحتی را ایجاد می کرد. او کسی بود که مانند مردی که خود را در حمام میشوید احساس نمیکرد. مشتی خاکی که با کیسه شستشو پر شده بود، جلوی دانشور چیده شد و گفت: «چقدر کثیف هستی؟» در حالی که پروسه ذبح در جریان است، وقتی متوجه می شود شخصی که صحبتش را قطع کرده، فردی است که علم دارد،
“Sir, you are a profound scholar, ‘what is bravery?’ Can you tell me clearly? ” said.
«آقا، شما یک دانشمند عمیق هستید، «شجاعت چیست؟» میتوانید به من واضح بگویید؟ ” گفت.
The great scholar who was being washed had the opportunity to give a thin lesson to the bellman, he said:
عالم بزرگی که غسل می شد، فرصت یافت که درس نازکی به زنگوله بدهد، گفت:
“Bravery is not to shake anyone’s shame and flaws, not to show their dirt to him”
«شجاعت این نیست که شرم و عیب کسی را تکان دهی، کثیفی او را به او نشان ندهی»