Clouds and Sunshine

ابر و آفتاب

Clouds and Sunshine

ابر و آفتاب

Clouds and Sunshine:

ابر و آفتاب:

Oh, I wonder if any one knows,

اوه، تعجب می کنم که آیا کسی می داند،

On a sunshiny day, where a dark cloud goes?

در یک روز آفتابی، ابر سیاه به کجا می رود؟

I have heard that it hovers about, unheeded,

من شنیده ام که در اطراف شناور است، بدون توجه،

Until on an angry child's face it is needed;

تا زمانی که در چهره کودک عصبانی نیاز باشد.

Then swiftly and silently it settles down

سپس به سرعت و بی صدا می نشیند

On his smooth, white forehead-an ugly frown.

روی پیشانی صاف و سفیدش اخمی زشت.

Oh, I wonder if any one knows,

اوه، من تعجب می کنم که آیا کسی می داند،

On a cloudy day, where the sunshine goes?

در یک روز ابری، آفتاب کجا می رود؟

I have heard that it chooses the queerest places-

من شنیده ام که عجیب ترین مکان ها را انتخاب می کند-

The hearts of good children, and shines through their faces;

قلوب فرزندان خوب، و از چهره هایشان می درخشد.

In their eyes it dances all the while,

در چشمان آنها مدام می رقصد،

On their lips it lingers-a loving smile.

روی لب هایشان می ماند - لبخندی عاشقانه.