Colorful Bird>
پرنده رنگارنگ
Colorful Bird
پرنده رنگارنگ
Colorful Bird
پرنده رنگارنگ
Akbar was very fond of birds. One day a bird catcher came to his kingdom . He had a very colorful bird. The Bird catcher said to Emperor Akbar that this bird is not only colorful like a peacock, but it can dance also like him and also fly. The Bird catcher was immediately rewarded with 50 gold coins. He left the kingdom in a hurry.
اکبر به پرندگان بسیار علاقه داشت. روزی یک پرنده گیر به پادشاهی او آمد. او یک پرنده بسیار رنگارنگ داشت. پرنده گیر به امپراطور اکبر گفت که این پرنده نه تنها مانند طاووس رنگارنگ است، بلکه می تواند مانند او برقصد و پرواز کند. شکارچی پرنده بلافاصله با 50 سکه طلا جایزه گرفت. او پادشاهی را با عجله ترک کرد.
When the bird catcher had gone Birbal said to Emperor - "This bird cannot dance like a peacock and it has not bathed for many months." Birbal further suggested - "Let me give it a bath." and asked for a glass of water.
وقتی پرندهگیر رفت، بیربال به امپراطور گفت: این پرنده نمیتواند مثل طاووس برقصد و چند ماه است که حمام نکرده است. بیربال در ادامه پیشنهاد کرد - "بگذار حمام کنم." و یک لیوان آب خواست.
When Birbal gave the bath to the bird, everybody was surprised to see that it was not any special bird but was actually a pigeon and the bird catcher had fooled every body by painting it. Its color was coming out in water.
وقتی بیربال پرنده را غسل داد، همه با تعجب دیدند که پرنده خاصی نیست، بلکه در واقع یک کبوتر است و پرندهگیر با نقاشی کردن آن همه بدن را فریب داده است. رنگش در آب بیرون می آمد.
Everybody asked Birbal that how did he know this. Birbal told that he saw colors on the nails of the bird catcher. The bird catcher was caught and given a punishment. The reward that was given to the bird catcher was now given to Birbal.
همه از بیربال پرسیدند که او از کجا این را می داند. بیربال گفت که روی ناخن های شکارچی پرنده رنگ دیده است. شکارچی پرنده گرفتار شد و مجازات شد. پاداشی که به پرنده گیر داده شد حالا به بیربال داده شد.