Cost of Saree>
هزینه ساری
Cost of Saree
هزینه ساری
Cost of Saree:
هزینه ساری:
Once Shri Lal Bahadur Shashtri ji went to a textile mill and he was accompanied by owner of mill.
یک بار شری لعل بهادر ششتری جی به یک کارخانه نساجی رفت و صاحب آسیاب او را همراهی کرد.
After going around mill, Shashtri ji went to see warehouse of that mill. There he saw some sarees on display.
ششتری جی پس از دور زدن آسیاب به دیدن انبار آن آسیاب رفت. در آنجا او چند ساری را به نمایش گذاشت.
Seeing those, Shashtri ji requested owner of mill to show him some sarees. Owner was happy with his request and asked his salesman to bring best sarees to him.
ششتری جی با دیدن آن ها از صاحب آسیاب درخواست کرد که چند ساری به او نشان دهد. مالک از درخواست او خوشحال شد و از فروشنده خود خواست که بهترین ساری ها را برای او بیاورد.
Owner showed him various kinds of sarees and each one of them were unique and of high quality.
مالک انواع ساروی ها را به او نشان داد که هر کدام منحصر به فرد و با کیفیت بودند.
Shashtri ji liked one of those sarees and asked owner about its price. Mill owner told him that cost of that saree was 800rs.
ششتری جی یکی از آن ساری ها را پسندید و از صاحبش قیمت آن را پرسید. صاحب آسیاب به او گفت که هزینه آن ساری 800 روپیه است.
After knowing saree cost, Shashtri ji said, “This is too expensive. Can you please show me sarees which are less expensive..”
ششتری جی پس از اطلاع از هزینه ساری گفت: «این خیلی گران است. لطفاً می توانید ساروی هایی را به من نشان دهید که ارزان تر هستند.»
Owner asked his salesman to bring little less expensive sarees to him. So the mill owner started showing him other sarees, quoting prices like Rs.500, Rs.400 and so on.
مالک از فروشنده خود خواست تا ساری های ارزان قیمت را برای او بیاورد. بنابراین صاحب آسیاب شروع به نشان دادن ساری های دیگر به او کرد و قیمت هایی مانند 500 روپیه، 400 روپیه و غیره را ذکر کرد.
Shashtri ji said, “These are still too expensive.. Are there cheaper sarees which a poor person like me can afford??”
ششتری جی گفت: اینها هنوز خیلی گران هستند. آیا ساری های ارزان تری وجود دارد که فقیری مثل من بتواند از پس آن بربیاید؟
Owner was surprised by his response and said, “But… You are Prime Minister of India. How can you be called poor?? Moreover, You don’t have to pay for any saree you take because this would be a gift for you..”
مالک از پاسخ او تعجب کرد و گفت: "اما... شما نخست وزیر هند هستید. چطور میشه بهت گفت فقیر؟؟ علاوه بر این، شما مجبور نیستید برای هر ساری که میگیرید هزینه بپردازید، زیرا این یک هدیه برای شما خواهد بود.»
“No.. My dear friend, I can’t accept such expensive gifts..”, replied Shashtri ji.
ششتری جی پاسخ داد: «نه... دوست عزیز من نمی توانم چنین هدایای گرانقیمتی را قبول کنم.»
Owner still insisted that it was his privilege that Prime Minister of India visited him and in return he want to offer saree as gift.
مالک همچنان اصرار داشت که این امتیاز برای او بود که نخست وزیر هند از او دیدن کرد و در ازای آن میخواهد سرهمی را به عنوان هدیه تقدیم کند.
To this Shashtri ji replied, “Yes, I may be the Prime Minister, but that does not mean that I should accept all those things that i cannot afford and give them to my wife. Although, I am a Prime Minister, I am of limited means. Please show me some cheaper sarees. I will buy those that I can afford.”
ششتری جی پاسخ داد: «بله، ممکن است من نخست وزیر باشم، اما این بدان معنا نیست که همه چیزهایی را که توان مالی ندارم، بپذیرم و به همسرم بدهم. اگرچه من یک نخست وزیر هستم، اما دارای امکانات محدودی هستم. لطفاً چند ساری ارزانتر به من نشان دهید. من آنهایی را خواهم خرید که توانایی مالی داشته باشم.»
Finally Shashtri ji purchased a cheaper saree which he could afford for his wife.
سرانجام ششتری جی ساروی ارزانتری خرید که میتوانست برای همسرش بخرد.
Lal Bahadur Shastri ji was so honest and noble that temptations could not sway him at all.
لعل بهادر شستری جی آنقدر صادق و نجیب بود که وسوسه ها به هیچ وجه نمی توانستند او را تحت تأثیر قرار دهند.