Count Wisely

عاقلانه بشمار

00:00
00:00

Count Wisely

عاقلانه بشمار

Count Wisely:

عاقلانه بشمار:

One day, King Akbar asked a question in his court that left everyone in the courtroom puzzled. As they all tried to figure out the answer, Birbal walked in and asked what the matter was. They repeated the question to him.

روزی ملک اکبر در دربار خود سؤالی پرسید که همه حاضران در دادگاه را متحیر کرد. در حالی که همه سعی می کردند پاسخ را بیابند، بیربال وارد شد و پرسید قضیه چیست. سؤال را برای او تکرار کردند.

The question was, “How many crows are there in the city?”

سوال این بود که "چند کلاغ در شهر وجود دارد؟"

Birbal immediately smiled and went up to Akbar. He announced the answer; he said there were twenty-one thousand, five hundred and twenty-three crows in the city. When asked how he knew the answer, Birbal replied, “Ask your men to count the number of crows. If there are more, then the relatives of the crows must be visiting them from nearby cities. If there are fewer, then the crows from our city must be visiting their relatives who live outside the city.” Pleased with the answer, Akbar presented Birbal with a ruby and pearl chain.

بیربال بلافاصله لبخندی زد و به سمت اکبر رفت. پاسخ را اعلام کرد؛ گفت بیست و یک هزار و پانصد و بیست و سه کلاغ در شهر بود. وقتی از بیربال پرسیده شد که او چگونه پاسخ را می‌داند، پاسخ داد: «از مردان خود بخواهید تعداد کلاغ‌ها را بشمارند. اگر تعداد بیشتری وجود دارد، پس بستگان کلاغ ها باید از شهرهای مجاور به دیدن آنها بیایند. اگر تعدادشان کمتر باشد، پس کلاغ‌های شهر ما باید به دیدن اقوام خود که خارج از شهر زندگی می‌کنند باشند.» اکبر که از پاسخ خشنود بود، زنجیر یاقوتی و مرواریدی به بیربال هدیه داد.

More: Having an explanation for your answer is just as important as having an answer.

بیشتر: داشتن توضیح برای پاسخ شما به اندازه داشتن پاسخ مهم است.