Dick an Actor

دیک یک بازیگر

Dick an Actor

دیک یک بازیگر

Dick an Actor:

دیک یک بازیگر:

Dick was an actor. He was brilliant. He had a strange character. He insisted on realism. He was a head ache to his manager. A drama was played.

دیک یک بازیگر بود. او درخشان بود. شخصیت عجیبی داشت. او بر واقع گرایی اصرار داشت. او برای مدیرش درد سر داشت. یک درام پخش شد.

The first was drinking scene. Water was provided in a cup. Dick insisted on liquor. The manager had brought a bottle of liquor.

اولین صحنه مشروب خوردن بود. آب در یک فنجان فراهم شد. دیک بر مشروب اصرار داشت. مدیر یک بطری مشروب آورده بود.

The second scene was a fighting scene. He insisted on real swords. Steel swords were provided.

صحنه دوم صحنه درگیری بود. او بر شمشیرهای واقعی اصرار داشت. شمشیرهای فولادی ارائه شد.

The third scene was the one in which the hero was drinking poison. The manager had real poison. The actor was in fix.

صحنه سوم صحنه ای بود که قهرمان در حال نوشیدن زهر بود. مدیر سم واقعی داشت. بازیگر در حال تعمیر بود.

He realised his mistakes. He realised the importance of practicality in life. He promised to be sensible in future.

او متوجه اشتباهات خود شد. او به اهمیت عملی بودن در زندگی پی برد. او قول داد در آینده عاقل باشد.

Moral: Practicality in life is important.

اخلاقی: عملی بودن در زندگی مهم است.