Draw fire>
رسم آتش
Draw fire
رسم آتش
Draw fire:
رسم آتش:
Sometimes, bad things happen to good people.
گاهی اوقات اتفاقات بد برای افراد خوب می افتد.
I don’t know why. Life is not fair. That is the
نمی دانم چرا. زندگی عادلانه نیست. آن است
reality.
واقعیت
Disease and accidents don’t care if their victim is a
بیماری ها و حوادث اهمیتی نمی دهند که قربانی آنها یک فرد باشد
“good person.”
"آدم خوب."
They have no reason, no justification, and no mercy.
آنها نه دلیلی دارند، نه توجیهی دارند و نه رحمتی.
And even the best person you know can end up in the clutches of evil.
و حتی بهترین کسی که شما می شناسید می تواند در چنگال شیطان باشد.
And you cannot stop it.
و شما نمی توانید آن را متوقف کنید.
So. What do you do?
بنابراین. چه کار می کنی؟
Are you going to get angry? Frustrated?
قراره عصبانی بشی؟ ناامید؟
Are you going to lash out at people?
آیا قصد دارید به مردم حمله کنید؟
Who are you going to lash out at?
به چه کسی می خواهی هجوم ببری؟
Are you going to start going down the spiral of
آیا می خواهید شروع به پایین رفتن از مارپیچ کنید
negativity?
منفی بودن؟
Are you going to let the horrible situation dictate
آیا اجازه می دهید وضعیت وحشتناک دیکته کند؟
the way you feel and the way you handle it?
چه احساسی دارید و چگونه با آن رفتار می کنید؟
Are you going to fall over?
آیا قرار است زمین بخورید؟
Fall down?
افتادن؟
Fall apart?
از هم پاشید؟
Or are you going to lead?
یا قراره رهبری کنی؟
Are you going to face this issue with courage and
آیا قرار است با شجاعت و شجاعت با این موضوع روبرو شوید
with resolution?
با وضوح؟
I say: Lead.
می گویم: رهبری کن.
Lead.
سرب.
Step up. Be the one who people look to.
قدم بردار کسی باشید که مردم به او نگاه می کنند.
Absorb the impact—and the negativity.
تاثیر و منفی را جذب کنید.
Draw fire—yes: Draw fire.
رسم آتش - بله: آتش را بکش.
That’s when a member of a platoon—for tactical
این زمانی است که یکی از اعضای یک جوخه - برای تاکتیکی
reasons—steps into the open to draw enemy fire; maybe to give another part of the team a chance to move;
دلایل - برای جلب آتش دشمن به میدان می رود. شاید به بخشی دیگر از تیم فرصت حرکت بدهد.
maybe to distract the enemy; maybe to help the
شاید برای پرت کردن حواس دشمن؛ شاید برای کمک به
platoon locate the enemy.
جوخه دشمن را بیابد
But that’s what I say: Draw fire. Bring that pain to
اما این چیزی است که من می گویم: آتش بکش. آن درد را بیاور
me— I can handle it when others cannot.
من - وقتی دیگران نمی توانند از عهده آن بر بیایم.
When bad things are happening—I will be the one good thing—standing tall—that can be relied upon. I will bolster those around me. And the positive attitude will spread. And we will fight. And in fighting, we will win. If not the battle and if not the war—we will win:
وقتی چیزهای بدی در حال رخ دادن هستند - من تنها چیز خوب خواهم بود - قد بلند - که می توان به آن تکیه کرد. اطرافیانم را تقویت خواهم کرد. و نگرش مثبت گسترش خواهد یافت. و ما مبارزه خواهیم کرد. و در مبارزه، پیروز خواهیم شد. اگر نبرد نباشد و اگر جنگ نباشد، پیروز خواهیم شد:
Because our spirit will never surrender.
زیرا روح ما هرگز تسلیم نخواهد شد.
And that is the ultimate victory: To hold your head
و این پیروزی نهایی است: نگه داشتن سر
high, and—even in the face of inescapable defeat—
بالا، و - حتی در مواجهه با شکست اجتناب ناپذیر -
To Stand and Fight.
برای ایستادن و مبارزه.