Dream of Olympics to Para Olympics>
رویای المپیک تا پارا المپیک
Dream of Olympics to Para Olympics
رویای المپیک تا پارا المپیک
Dream of Olympics to Para Olympics:
رویای المپیک تا پارا المپیک:
Peter has been swimming from the age of 3. He has won many medals in swimming events since then. He had the nickname “Dolphin!. His dream was to win an Olympic medal for his country.
پیتر از 3 سالگی شنا می کند و از آن زمان تاکنون مدال های زیادی در مسابقات شنا کسب کرده است. او لقب «دلفین!» را داشت. آرزوی او کسب مدال المپیک برای کشورش بود.
One day Peter, and his father were traveling in a car to participate in a swimming event. While driving, their car met with an accident. Both he and his father were severely injured.
یک روز پیتر و پدرش برای شرکت در یک مسابقه شنا با ماشین سفر می کردند. در حین رانندگی خودروی آنها با تصادف مواجه شد. هم او و هم پدرش به شدت مجروح شدند.
They were, admitted to a nearby hospital. Sadly, Peter’s father died due to a severe head injury, and he lost both his hands.
آنها در بیمارستان مجاور بستری شدند. متأسفانه، پدر پیتر به دلیل جراحت شدید سر درگذشت و او هر دو دست خود را از دست داد.
It took some days for him to get conscious. Hearing that his father is no more with him and the pain of losing both his hands shattered his dream.
چند روزی طول کشید تا به هوش آمد. شنیدن اینکه پدرش دیگر در کنارش نیست و درد از دست دادن هر دو دستش خوابش را بر باد داد.
After three months of treatment, he returned home. The void created by his father’s death haunted him.
پس از سه ماه درمان به خانه بازگشت. خلاء ناشی از مرگ پدرش او را آزار می دهد.
As the days passed, one day, he came across an old poster crafted by his father saying, “Proud to be Peter’s father. One day my son will win the Olympic medal!. Seeing this, he cried loudly. Hearing this, his mom came and consoled him.
با گذشت روزها، یک روز با پوستری قدیمی روبرو شد که توسط پدرش ساخته شده بود و روی آن نوشته شده بود: «مفتخرم که پدر پیتر هستم. یک روز پسرم مدال المپیک را خواهد گرفت!. با دیدن این موضوع با صدای بلند گریه کرد. با شنیدن این حرف مادرش آمد و او را دلداری داد.
She said, “Peter, your father always wanted you to achieve big in swimming. And I am sure you are going to full fill his dreams”.
او گفت: "پیتر، پدرت همیشه دوست داشت که تو در شنا به موفقیت های بزرگی دست پیدا کنی. و من مطمئن هستم که رویاهای او را به طور کامل پر خواهید کرد.»
He replied, “Mom, how can I? Can’t you see me”.
او پاسخ داد: "مامان، چگونه می توانم؟ نمیتوانی مرا ببینی».
She said, “This is not the end of the world. Go and find a way to achieve your dream. There is always a way, my Dolphin.”
او گفت: «این پایان دنیا نیست. برو و راهی برای رسیدن به آرزوت پیدا کن. همیشه راهی هست دلفین من.»
Peter then started exploring the path to achieve his dream and set a medal at Paralympics as his target. Initially, it was very difficult for him during the training. But he was resilient and trained hard.
پیتر سپس شروع به کاوش در مسیر رسیدن به رویای خود کرد و مدال در پارالمپیک را هدف خود قرار داد. در ابتدا در طول تمرین برای او بسیار سخت بود. اما او مقاوم بود و سخت تمرین می کرد.
Peter started participating in the para swim events. He slowly progressed and kept breaking his records. Then he started winning the events. After two years of hard work, he got selected to represent his country in the Paralympics.
پیتر شروع به شرکت در مسابقات پارا شنا کرد. او آرام آرام پیشرفت کرد و رکوردهای خود را شکست. سپس او شروع به برنده شدن در رویدادها کرد. پس از دو سال کار سخت، او به عنوان نماینده کشورش در پارالمپیک انتخاب شد.
Peter participated and won two gold and one silver medal for his country, with two world records.
پیتر شرکت کرد و دو مدال طلا و یک نقره برای کشورش با دو رکورد جهانی کسب کرد.
After he returned to his home, he said to his mother, ” Mom, I Fulfilled my father’s dream. But this is not the end!”.
پس از بازگشت به خانه، به مادرش گفت: «مامان، من آرزوی پدرم را برآورده کردم. اما این پایان کار نیست!».
He went on win multiple medals in the Para Olympics.
او مدال های متعددی را در بازی های پارا المپیک به دست آورد.
Moral of the story:
اخلاق داستان:
Always have a belief that this is not the end of the world. Push yourself harder to recover from the difficult situation. Be resilient to come back stronger to achieve what you dreamed.
همیشه این باور را داشته باشید که اینجا پایان دنیا نیست. بیشتر به خود فشار بیاورید تا از شرایط سخت خلاص شوید. انعطاف پذیر باشید تا قوی تر برگردید تا به آرزوهایتان برسید.
It’s easy for anyone to think about the past and hide from the world. Remember, you can always spring back. Initially, it will be challenging, but as the days pass, you will be in the zone of resilience.
فکر کردن به گذشته و پنهان شدن از دنیا برای هر کسی آسان است. به یاد داشته باشید، همیشه می توانید بهار برگردید. در ابتدا، چالش برانگیز خواهد بود، اما با گذشت روزها، شما در منطقه انعطاف پذیری خواهید بود.