Enjoy the moment

از لحظه لذت ببرید

Enjoy the moment

از لحظه لذت ببرید

Enjoy the moment:

از لحظه لذت ببرید:

After spending nearly every waking minute with Angel for eight straight days, I knew that I had to tell her just one thing. So late at night, just before she fell asleep, I whispered it in her ear. She smiled – the kind of smile that makes me smile back –and she said, ‘When I’m seventy-five and I think about my life and what it was like to be young, I hope that I can remember this very moment.’

پس از گذراندن تقریباً هر دقیقه بیداری با فرشته برای هشت روز متوالی، می دانستم که باید فقط یک چیز را به او بگویم. خیلی دیر شب، درست قبل از اینکه بخوابد، آن را در گوشش زمزمه کردم. او لبخندی زد – همان لبخندی که باعث می‌شود من به آن لبخند بزنم – و گفت: «وقتی هفتاد و پنج ساله شدم و به زندگی‌ام و جوان بودنم فکر می‌کنم، امیدوارم بتوانم این لحظه را به یاد بیاورم. '

A few seconds later she closed her eyes and fell asleep. The room was peaceful – almost silent. All I could hear was the soft purr of her breathing. I stayed awake thinking about the time we’d spent together and all the choices in our lives that made this moment possible. And at some point, I realized that it didn’t matter what we’d done or where we’d gone. Nor did the future hold any significance.

چند ثانیه بعد چشمانش را بست و به خواب رفت. اتاق آرام بود - تقریباً ساکت. تنها چیزی که می توانستم بشنوم صدای خرخر آرام نفس هایش بود. بیدار ماندم و به زمانی که با هم گذراندیم و تمام انتخاب‌هایی که در زندگی‌مان این لحظه را ممکن کرد فکر می‌کردم. و در نقطه‌ای متوجه شدم که مهم نیست چه کرده‌ایم یا کجا رفته‌ایم. آینده نیز اهمیتی نداشت.

All that mattered was the serenity of the moment.

تنها چیزی که اهمیت داشت آرامش لحظه بود.

Just being with her and breathing with her.

فقط با او بودن و نفس کشیدن با او.