Every day>
هر روز
Every day
هر روز
Every day:
هر روز:
This isn’t a part-time gig.
این یک کنسرت پاره وقت نیست.
This isn’t punch the clock and go home for the day.
این ساعت ضربه زدن به ساعت و رفتن به خانه برای آن روز نیست.
You don’t get weekends off.
آخر هفته ها تعطیل نیستید
No.
خیر
Here: There’s no such thing as a weekend.
اینجا: چیزی به نام آخر هفته وجود ندارد.
This is an everyday gig: Every day is a Monday.
این یک کنسرت روزمره است: هر روز دوشنبه است.
And you might not like that.
و ممکن است شما آن را دوست نداشته باشید.
Me? I love it.
من؟ من آن را دوست دارم.
To me, every day is a beginning.
برای من هر روز یک شروع است.
A new day.
یک روز جدید
A new week.
یک هفته جدید
A new shot at life.
شات جدیدی به زندگی
An opportunity to come out of the gate like a man
فرصتی برای بیرون آمدن از دروازه مانند یک مرد
possessed and attack the day:
روز را تصرف کرد و حمله کرد:
Without mercy.
بدون رحمت
Today: I’m taking scalps.
امروز: من پوست سر مصرف می کنم.
I’m putting the pressure on.
دارم فشار میارم
I’m the aggressor.
من متجاوز هستم
I’m on the attack.
من در حمله هستم
And of course: I will get tired.
و البته: خسته خواهم شد.
I will get beat up.
کتک میخورم
I will get knocked down and drained
من زمین خورده و تخلیه خواهم شد
and will have some bad days.
و روزهای بدی خواهد داشت
But I
اما من
will
خواهد شد
not
نه
Stop.
توقف کنید.