Father Time

زمان پدر

Father Time

زمان پدر

Father Time:

زمان پدر:

Once on a time, the days of the week

یک بار در روزهای هفته

Quarreled and made bad weather;

نزاع و آب و هوای بد ایجاد کرد.

They wanted to know which one was best

آنها می خواستند بدانند کدام یک بهترین است

And so they disputed together.

و لذا با هم اختلاف کردند.

Monday said, "I wash the clothes;"

دوشنبه گفت: من لباس ها را می شوم.

Tuesday said, "I iron them;"

سه شنبه گفت: من آنها را اتو می کنم.

Wednesday said, "I bake the cakes;"

چهارشنبه گفت: "من کیک ها را می پزم.

Thursday said, "I try them."

پنجشنبه گفت: "من آنها را امتحان می کنم."

Said Friday, "I'm the day for fish;"

جمعه گفت: من روز ماهی هستم.

Said Saturday, "The children love me;"

شنبه گفت: "بچه ها مرا دوست دارند.

Said Sunday, "I'm the Sabbath day,

یکشنبه گفت: «من روز سبت هستم،

I'm sure there's none above me."

مطمئنم هیچکس بالاتر از من نیست."

Now as they quarreled a tempest arose,

اکنون که آنها با هم دعوا کردند، طوفان به پا شد،

And all of them screamed together;

و همه آنها با هم فریاد زدند.

It blew and rained and hailed and snowed

وزید و باران و تگرگ و برف بارید

There never was such weather.

هرگز چنین هوایی وجود نداشت.

Old Father Time was passing by,

زمان پدر پیر می گذشت،

And heard the hurly burly.

و صدای تنومند را شنید.

Said he, "I hear something wrong;

او گفت: "من چیزی را اشتباه می شنوم.

It's well I got up early."

خیلی خوبه که زود بیدار شدم."

Then all the days began to tell

سپس تمام روزها شروع به گفتن کردند

Their virtue with great clatter.

فضیلت آنها با صدای تق تق.

But Father Time cut them short

اما پدر تایم آنها را کوتاه کرد

"My children, what great matter?

"فرزندان من، چه چیز خوبی؟

Your natural gifts are all the same,

هدایای طبیعی شما یکسان است،

Each day has its own beauty;

هر روز زیبایی خاص خود را دارد.

That day is best whose deeds are best,

بهترین روزی است که اعمالش بهترین باشد

That worst that fails in duty."

بدترین چیزی که در انجام وظیفه شکست می خورد."