Find Your Own Vision to Achieve Goal

چشم انداز خود را برای دستیابی به هدف پیدا کنید

Find Your Own Vision to Achieve Goal

چشم انداز خود را برای دستیابی به هدف پیدا کنید

Find Your Own Vision to Achieve Goal:

چشم انداز خود را برای دستیابی به هدف پیدا کنید:

Once a Zen master had a dog. Dog loved his evening play with his master. Daily they used to play a game in evening.

یک بار استاد ذن یک سگ داشت. سگ بازی شبانه اش با استادش را دوست داشت. هر روز عصرها یک بازی انجام می دادند.

Master used to throw the stick and dog would go ahead to fetch a stick and run back and give ball to master and sit there wiggling tail waiting for next game.

استاد چوب را پرتاب می کرد و سگ جلوتر می رفت تا یک چوب بیاورد و به عقب می دوید و توپ را به استاد می داد و آنجا می نشست و دم را تکان می داد و منتظر بازی بعدی بود.

There were many student who used to learn from master but one student used to question a lot about contradictions in Buddhist doctrine. So one particular evening, when master was out with his dog to play, he also invited this students to join him.

دانش‌آموزان زیادی بودند که قبلاً از استاد یاد می‌گرفتند، اما یک دانش‌آموز در مورد تناقضات در آموزه بودایی سؤال زیادی می‌کرد. بنابراین یک عصر خاص، وقتی استاد با سگش برای بازی بیرون بود، از این دانش آموزان نیز دعوت کرد تا به او بپیوندند.

Master said, “You must understand that words which are use to teach you are just guideposts. So, never let words or symbols get in the way of truth.”

استاد گفت: "شما باید درک کنید که کلماتی که برای آموزش به شما استفاده می شوند، فقط راهنمایی هستند. بنابراین، هرگز اجازه ندهید کلمات یا نمادها مانع از حقیقت شوند.»

“Let me show you..”, master continued.

استاد ادامه داد: «بذار بهت نشون بدم...»

With this teacher called his dog then pointed his finger toward moon and said, “Fetch me the moon..”

با این معلم که سگش را صدا کرد سپس انگشتش را به سمت ماه گرفت و گفت: ماه را برای من بیاور.

“Tell me, where is my dog looking?” Master asked his student who was standing there with master.

"به من بگو، سگ من به کجا نگاه می کند؟" استاد از شاگردش پرسید که با استاد آنجا ایستاده بود.

“He is looking at your finger”, Student answer.

دانش آموز پاسخ می دهد: "او به انگشت شما نگاه می کند".

Master looked in students eyes and said, “Exactly..!! Don’t be like my dog. Don’t confuse the pointing finger with the thing that it is being pointed at. You need to understand that all Buddhist words are only guidepost and every man fight his way through other men’s word to find his own truth.”

استاد به چشمان شاگردان نگاه کرد و گفت: دقیقاً..!! مثل سگ من نباش انگشت اشاره را با چیزی که به سمت آن نشانه رفته اشتباه نگیرید. شما باید درک کنید که همه کلمات بودایی فقط یک راهنما هستند و هر انسانی برای یافتن حقیقت خود از طریق کلام دیگران مبارزه می کند.

Moral: Leader’s Job is not to set his vision on his people but to have goals of the vision and Let everyone find their own Vision.

اخلاقی: وظیفه رهبر این نیست که بینش خود را برای مردمش تنظیم کند، بلکه اهداف چشم انداز را داشته باشد و اجازه دهد هرکس دیدگاه خود را پیدا کند.

When we want to Learn Spiritually We need to understand that to find Ultimate Truth we Need to have Vision of our Own to Achieve it.

وقتی می‌خواهیم معنوی بیاموزیم باید درک کنیم که برای یافتن حقیقت نهایی باید دیدی از خود داشته باشیم تا به آن برسیم.