Fisherman and King’s Guard

داستان ماهیگیر و نگهبان پادشاه

Fisherman and King’s Guard

داستان ماهیگیر و نگهبان پادشاه

Story of Fisherman and King’s Guard:

داستان ماهیگیر و نگهبان پادشاه:

Once there was a king who wanted to give a great feast to his guests, He got all kind of dishes prepared for them but cooks were not having fish to cook. So, he offered a reward to anyone who can get fishes before feast.

یک بار پادشاهی بود که می خواست برای مهمانان خود یک جشن بزرگ ترتیب دهد، برای آنها همه نوع غذا آماده کرد اما آشپزها ماهی برای پختن نداشتند. بنابراین، او به هر کسی که بتواند قبل از عید ماهی بگیرد، جایزه داد.

After knowing about the announcement, a fisher man bought the fish to the palace. At the gate of palace there was gatekeeper who would let him go inside till fisherman promised him to split the reward.

پس از اطلاع از این اعلامیه، یک مرد ماهیگیر ماهی را به قصر خرید. در دروازه قصر دروازه‌بانی بود که اجازه می‌داد به داخل برود تا اینکه ماهیگیر به او قول داد که پاداش را تقسیم کند.

Fisherman agreed. When king saw the fish he was very happy to get it as now his feast will be complete and was happy to reward a lot of money to the fisherman, but fisher man refused to take it.

ماهیگیر قبول کرد. هنگامی که پادشاه ماهی را دید، بسیار خوشحال شد که آن را به دست آورد، زیرا اکنون جشن او کامل می شود و خوشحال شد که پول زیادی به ماهیگیر داد، اما مرد ماهیگیر از بردن آن امتناع کرد.

Instead he demanded a hundred lashes on his back as reward. All were surprised. At last king ordered a servant to give him hundred lashes. When the fisherman had received fifty lashes, he asked to stop as he had partners in the business. It was the gatekeeper.

در عوض صد ضربه شلاق به پشتش به عنوان پاداش خواست. همه تعجب کردند. سرانجام پادشاه به خدمتکاری دستور داد که صد ضربه شلاق به او بزند. هنگامی که ماهیگیر پنجاه ضربه شلاق خورد، از آنجایی که در تجارت شرکای داشت، خواست متوقف شود. دروازه بان بود.

King understood the whole thing. He called the gatekeeper in court and gave him rest of fifty lashes and also dismissed him from the service. For the wise fisherman king gave a handsome amount of money as reward.

کینگ همه چیز را فهمید. دروازه بان را در دادگاه فراخواند و پنجاه ضربه شلاق به او استراحت داد و او را نیز از خدمت اخراج کرد. پادشاه ماهیگیر خردمند مقدار زیادی پول به عنوان جایزه داد.

Moral: Evil deed results in Bad Things And Your Wise thinking can help you get out of Situation. So be Wise and do Good.

اخلاقی: عمل شیطانی منجر به چیزهای بد می شود و تفکر خردمندانه شما می تواند به شما کمک کند تا از موقعیت خارج شوید. پس عاقل باش و نیکی کن.