Football game

بازی فوتبال

Football game

بازی فوتبال

Football game:

بازی فوتبال:

It was a bright sunny morning, and the football ground was shining with yellow rays from the sun.

صبح آفتابی روشنی بود و زمین فوتبال با پرتوهای زرد خورشید می درخشید.

Seeing this, a group of boys nearby decided to play a football match. Each one of them decided to bring some items for playing.

با دیدن این موضوع، گروهی از پسران در همان نزدیکی تصمیم گرفتند یک مسابقه فوتبال بازی کنند. هر کدام از آنها تصمیم گرفتند چند آیتم برای بازی بیاورند.

One boy decided to bring a football, another boy, the corner flag. Similarly, all the other football kits like goalkeeper gloves, marking chalk, goalposts, etc.,

یک پسر تصمیم گرفت فوتبال بیاورد، پسر دیگری پرچم گوشه. به همین ترتیب، سایر لباس های فوتبال مانند دستکش دروازه بانی، گچ علامت گذاری، تیرک دروازه و غیره،

After some time, everyone gathered on the ground and started picking the teams. Soon there was an argument about who will select the team members.

بعد از مدتی همه روی زمین جمع شدند و شروع به چیدن تیم ها کردند. به زودی بحثی در مورد اینکه چه کسی اعضای تیم را انتخاب می کند وجود داشت.

Then they decided that the person who had bought the most valuable object to play the game should pick the team.

سپس تصمیم گرفتند که شخصی که با ارزش ترین شی را برای بازی خریده است، تیم را انتخاب کند.

As time passed by, they couldn’t decide one.

با گذشت زمان، آنها نتوانستند تصمیم بگیرند.

Then they decided to start playing the game with all the objects they bought. And one by one they will get rid and see at last which is more important to play the game.

سپس آنها تصمیم گرفتند که بازی را با تمام وسایلی که خریداری کرده بودند شروع کنند. و یکی یکی خلاص می‌شوند و بالاخره می‌بینند کدام بازی مهم‌تر است.

The game started, the first thing they got rid of was the whistle because they thought the referee could shout instead of whistling.

بازی شروع شد، اولین چیزی که از شرش خلاص شدند سوت بود چون فکر می کردند داور به جای سوت زدن می تواند فریاد بزند.

Then the goalkeeper removed his gloves and started playing with bare hands.

سپس دروازه بان دستکش هایش را در آورد و با دست خالی شروع به بازی کرد.

Then they replaced the goalpost with a couple of bins on each side.

سپس تیرک دروازه را با دو سطل در هر طرف جایگزین کردند.

And finally, they replaced football with old tin.

و بالاخره قلع قدیمی را جایگزین فوتبال کردند.

While the boys were playing the game, a father and son saw them playing.

در حالی که پسرها مشغول بازی بودند، پدر و پسری آنها را در حال بازی دیدند.

The father said to his son, “Son, see the boys, and learn from them. Without football, they were managing to play, even though they will never going to improve the game by playing with those objects”.

پدر به پسرش گفت: پسر، پسرها را ببین و از آنها بیاموز. بدون فوتبال، آنها توانستند بازی کنند، حتی اگر با بازی با آن اشیا هرگز بازی را بهبود نخواهند داد.»

One of the boys nearby heard him and told his friends.

یکی از پسرهای نزدیک صدای او را شنید و به دوستانش گفت.

Then they realized that because of their ego and individual pride, they were not enjoying the game.

سپس متوجه شدند که به دلیل منیت و غرور فردی خود از بازی لذت نمی برند.

Also, they were not playing a proper football match even though they had all the necessary kits.

همچنین، آنها با وجود داشتن تمام لباس های لازم، یک مسابقه فوتبال مناسب انجام نمی دادند.

The boys then decided to park their ego and selfishness aside and start playing with proper football kits.

سپس پسرها تصمیم گرفتند که نفس و خودخواهی خود را کنار بگذارند و با لباس های مناسب فوتبال شروع به بازی کنند.

The match started, the boys were enjoying the game, and in addition, improving their skills.

بازی شروع شد، پسران از بازی لذت می بردند و علاوه بر آن مهارت های خود را ارتقا می دادند.

Moral of the Story:

اخلاق داستان:

In life, everyone has a personal goal that we want to achieve. But when we work as a team, the team’s goal is more important than the individual goal.

در زندگی، هر کسی یک هدف شخصی دارد که می خواهیم به آن برسیم. اما وقتی به صورت تیمی کار می کنیم، هدف تیم مهمتر از هدف فردی است.

In teamwork, it’s crucial to set aside our pride and ego. Instead, we should work towards the team’s goal.

در کار تیمی، بسیار مهم است که غرور و منیت خود را کنار بگذاریم. در عوض باید در جهت هدف تیم تلاش کنیم.

In this way, we will also achieve our individual goals like improving our game, getting a promotion in the office, learning a new process, etc.

به این ترتیب، ما به اهداف فردی خود مانند بهبود بازی، ارتقاء رتبه در دفتر، یادگیری یک فرآیند جدید و غیره نیز دست خواهیم یافت.