Fox and The Goat

روباه و بز

Fox and The Goat

روباه و بز

Fox and The Goat

روباه و بز

Once a fox was roaming around in the dark. Unfortunately, he fell into a well. He tried his level best to come out but all in vain. So, he had no other alternative but to remain there till the next morning. The next day, a goat came that way. She peeped into the well and saw the fox there. The goat asked “what are you doing there, Mr. Fox?”

روزی روباهی در تاریکی در حال پرسه زدن بود. متاسفانه در چاه افتاد. او تمام تلاش خود را کرد تا بیرون بیاید، اما بیهوده بود. بنابراین، او راه دیگری نداشت جز اینکه تا صبح روز بعد آنجا بماند. فردای آن روز یک بزی از آن طرف آمد. او به چاه نگاه کرد و روباه را در آنجا دید. بز پرسید: «آقای روباه آنجا چه می‌کنی؟»

The sly fox replied, “I came here to drink water. It is the best I have ever tasted. Come and see for yourself.” Without thinking even for a while, the goat jumped into the well, quenched her thirst and looked for a way to get out. But just like the fox, she also found herself helpless to come out.

روباه حیله گر پاسخ داد: «من برای نوشیدن آب آمده ام. این بهترین چیزی است که تا به حال چشیده ام. بیا و خودت ببین.» بز بدون اینکه کمی فکر کند داخل چاه پرید و تشنگی خود را رفع کرد و به دنبال راهی برای بیرون آمدن گشت. اما درست مانند روباه، او نیز خود را درمانده از بیرون آمدن دید.

Then the fox said, “I have an idea. You stand on your hind legs. I’ll climb on your head and get out. Then I shall help you come out too.” The goat was innocent enough to understand the shrewdness of the fox and did as the fox said and helped him get out of the well.

سپس روباه گفت: "من یک ایده دارم. روی پاهای عقب خود می ایستید. من روی سرت می‌روم و می‌روم بیرون. سپس من به تو کمک خواهم کرد که بیرون بیایی.» بز آنقدر بی گناه بود که زیرکی روباه را درک کرد و به قول روباه عمل کرد و به او کمک کرد از چاه خارج شود.

While walking away, the fox said, “Had you been intelligent enough, you would never have got in without seeing how to get out.”

روباه در حالی که دور می شد گفت: "اگر به اندازه کافی باهوش بودی، بدون اینکه ببینی چگونه بیرون بیایی، هرگز وارد نمی شدی."

Moral: Look before you leap. Do not just blindly walk in to anything without thinking.

اخلاق: قبل از اینکه بپرید نگاه کنید. فقط کورکورانه و بدون فکر وارد هر چیزی نشوید.