Fruits of Labour>
ثمره کار
Fruits of Labour
ثمره کار
Fruits of Labour:
ثمره کار:
Once, a group of fishermen went out to sea. Their leader was an old, intelligent and wise fisherman. He always guided them well.
یک بار گروهی از ماهیگیران به دریا رفتند. رهبر آنها یک ماهیگیر پیر، باهوش و خردمند بود. همیشه آنها را به خوبی راهنمایی می کرد.
At sea the fishermen spread their large net in water. When they pulled out the net, it was empty. This happened about two or three times and the fishermen lost heart, but their leader advised them to keep trying.
ماهیگیران در دریا تور بزرگ خود را در آب پهن می کنند. تور را که بیرون آوردند خالی بود. تقریباً دو سه بار این اتفاق افتاد و ماهیگیران دلشان از دست رفت، اما رهبر آنها به آنها توصیه کرد که به تلاش خود ادامه دهند.
Once again, the fishermen threw in the net. It felt heavy when they pulled it out. But some small fish, logs from wreckage and seaweeds were all that it had. They were about to sink the net back into water but the old fisherman said, "Pull out the net and empty it in the boat. Throw the empty net and try once again."
بار دیگر ماهیگیران تور را پرتاب کردند. وقتی بیرون آوردند احساس سنگینی می کرد. اما چند ماهی کوچک، کنده های لاشه و جلبک دریایی تمام آن چیزی بود که داشت. آنها می خواستند تور را دوباره در آب فرو کنند اما ماهیگیر پیر گفت: "تور را بیرون بکش و در قایق خالی کن. تور خالی را بینداز و یک بار دیگر تلاش کن."
When the fishermen emptied the net in the boat, they found a box in it. It had gold coins and gems in it. The leader divided it equally among all the fishermen and everyone went home happily. It is truly said that one must not leave any work unfinished if one wants to enjoy the fruits of labour.
هنگامی که ماهیگیران توری را در قایق خالی کردند، جعبه ای را در آن یافتند. در آن سکه های طلا و جواهرات بود. رهبر آن را به طور مساوی بین همه ماهیگیران تقسیم کرد و همه با خوشحالی به خانه رفتند. به راستی گفته می شود که اگر می خواهید از ثمره کار لذت ببرید، نباید هیچ کاری را ناتمام رها کنید.