Full Moon, Quarter Moon

ماه کامل، ربع ماه

Full Moon, Quarter Moon

ماه کامل، ربع ماه

Full Moon, Quarter Moon

ماه کامل، ربع ماه

Once Birbal went to Persia at the invitation of that country's King. Parties were extended in his honor and rich gifts heaped up near him. On the eve of his departure to home, a nobleman asked him as how he would compare the king of Persia with his own King. Birbal said - "Your King is the full Moon, whereas mine could be like a quarter Moon." The Persians got very happy to hear this analogy.

یک بار بیربال به دعوت پادشاه آن کشور به ایران رفت. مهمانی ها به افتخار او برپا شد و هدایای غنی در نزدیکی او انباشته شد. در آستانه عزیمت به خانه، مردی از او پرسید که چگونه پادشاه ایران را با پادشاه خود مقایسه می‌کند؟ بیربال گفت: "پادشاه شما ماه کامل است، در حالی که پادشاه من می تواند مانند یک چهارم ماه باشد." پارسی ها از شنیدن این قیاس بسیار خوشحال شدند.

Now Birbal got home and he found that Emperor Akbar was furious with him. He demanded angrily - "How could you belittle your own king? You are a traitor." Birbal said politely - "No, Your Majesty, no. I cannot belittle you. What I said there meant - "The Full Moon diminishes and disappears onward, while the quartered Moon grows gradually day by day. What I, in fact, wanted to tell the world that your power is growing day by day while the King of Persia's is about to decline now."

اکنون بیربال به خانه رسید و متوجه شد که امپراتور اکبر از دست او عصبانی است. او با عصبانیت خواست: "چطور تونستی پادشاه خودت را تحقیر کنی؟ تو خائن هستی." بیربال مؤدبانه گفت - نه، اعلیحضرت، نه. آنچه من در واقع می خواستم به جهان بگویم که قدرت شما روز به روز در حال افزایش است در حالی که اکنون قدرت پادشاه ایران رو به زوال است."

Akbar grunted in satisfaction and welcomed Birbal back from his journey with a warm embrace.

اکبر از روی رضایت غرغر کرد و با آغوشی گرم از بیربال از سفرش استقبال کرد.