Funny yet Interesting Farmer's Reply>
پاسخ خنده دار و در عین حال جالب کشاورز
Funny yet Interesting Farmer's Reply
پاسخ خنده دار و در عین حال جالب کشاورز
Funny yet Interesting Farmer’s Reply:
پاسخ خنده دار و در عین حال جالب کشاورز:
At an old chapel all locals and remote people used to come up for Sunday services. One time it was freezing snow outside and no one came to chapel except one. Farmer came several miles to the chapel even after it was snowing and freezing cold outside.
در یک کلیسای قدیمی، همه مردم محلی و مردم دور افتاده برای مراسم یکشنبه می آمدند. یک بار بیرون برف یخ زده بود و جز یکی به نمازخانه کسی نیامد. کشاورز حتی پس از باریدن برف و یخبندان بیرون، چندین مایل به کلیسا آمد.
Now there were only two people at chapel, one was clergyman and other was the farmer. Seeing that there is only one person in the audience.
حالا فقط دو نفر در نمازخانه بودند، یکی روحانی و دیگری کشاورز. با دیدن اینکه فقط یک نفر در بین مخاطبان حضور دارد.
Clergyman expecting a mutually helpful reacting from him said, “I am not sure if it’s worth proceeding with the services. Might we should better go to our warm houses and have hot drink?”
روحانی که انتظار واکنش متقابلی از سوی او داشت، گفت: «مطمئن نیستم که آیا ارزش ادامه خدمات را دارد یا خیر. آیا بهتر است به خانه های گرم خود برویم و نوشیدنی گرم بخوریم؟»
“Well, i am just a simple farmer.” said farmer.
"خب، من فقط یک کشاورز ساده هستم." گفت کشاورز
Farmer continued, “But when i go to feed my herd and if there is only turns up for food, i sure don’t leave him hungry..”
کشاورز ادامه داد: "اما وقتی برای سیر کردن گلهام میروم و اگر فقط برای غذا میآید، مطمئناً او را گرسنه نمیگذارم."
Clergyman felt ashamed and started to deliver his services. Clergyman recited hymns and readings, last the services for couple of hours.
روحانی شرمنده شد و شروع به ارائه خدمات کرد. روحانی با قرائت سرود و قرائت، خدمات را چند ساعت به طول انجامید.
Finishing proudly clergyman felt very happy and thanked farmer for the lesson that – No matter how small the need is but our duty remains. We should complete out duties even if there is only small need. Before both take off for their homes.
در پایان با افتخار روحانی بسیار خوشحال شد و از کشاورز بابت این درس تشکر کرد که - هر چقدر هم که نیاز کوچک باشد اما وظیفه ما باقی است. ما باید وظایف خود را انجام دهیم حتی اگر فقط نیاز کوچک وجود داشته باشد. قبل از اینکه هر دو به سمت خانه هایشان بروند.
Clergyman asked farmer, “Was that okay??”
آخوند از کشاورز پرسید: اشکالی ندارد؟
Farmer replied, “Well i am just a simple farmer. But when i go to feed my herd and if only one turns up for food that i sure don’t force to eat it what i have bought for the whole herd..!!”
کشاورز پاسخ داد: "خب من فقط یک کشاورز ساده هستم. اما وقتی میروم به گلهام غذا بدهم و اگر فقط یکی برای غذا بیاید، مطمئنم مجبور نمیشوم آن چیزی را که برای کل گله خریدهام بخورم..!!»
Moral:
اخلاقی:
We should Learn that our duty remains regardless of the Level of Need but we also need to Make sure that We adapt to change and deliver according to the requirement.
ما باید بیاموزیم که وظیفه ما بدون توجه به سطح نیاز باقی میماند، اما همچنین باید مطمئن شویم که خود را با تغییر وفق میدهیم و مطابق با نیاز ارائه میکنیم.