Glossary of Solar System

واژه نامه منظومه شمسی

Glossary of Solar System

واژه نامه منظومه شمسی

Glossary of Solar System:

واژه نامه منظومه شمسی:

atmosphere : layer of goses surrounding a planet

اتمسفر: لایه ای از غازها که یک سیاره را احاطه کرده اند

axis : an imaginary line which passes through a planet from the North to the South Pole

محور: خطی خیالی که از یک سیاره از شمال به قطب جنوب می گذرد

core : the central part of a planet

هسته: بخش مرکزی یک سیاره

crater : a hollow resulting from the collision of an object with a planet

دهانه حفره: حفره ای که در اثر برخورد یک جسم با یک سیاره ایجاد می شود

dwarf star : a smaller-sized star (our Sun is a yellow dwarf star)

ستاره کوتوله: یک ستاره با اندازه کوچکتر (خورشید ما یک ستاره کوتوله زرد است)

elliptical : the shape of an oval

بیضوی: شکل بیضی

gamma rays : high-energy waves that come from a radioactive source

اشعه گاما: امواج پرانرژی که از منبع رادیواکتیو می آیند

gravity : the force that attracts all bodies in the Universe to each other

گرانش: نیرویی که تمام اجسام جهان را به سمت یکدیگر جذب می کند

greenhouse effect : the heating that occurs when gases trap heat and stop it from escaping a planet's atmosphere

اثر گلخانه ای: گرمایی که زمانی رخ می دهد که گازها گرما را به دام می اندازند و مانع از خروج آن از جو سیاره می شوند.

hemisphere : one half of a planet

نیمکره: نیمی از یک سیاره

Kuipcr Belt : disk-shaped region of minor planets and ice outside the orbit of Neptune

کمربند کویپکر: ناحیه دیسکی شکل از سیارات کوچک و یخ خارج از مدار نپتون

mass : the amount of matter in an object

جرم: مقدار ماده موجود در یک جسم

meteorite : piece of metal or stone from outer spoce that has reached Earth

شهاب سنگ: قطعه فلزی یا سنگی از فضای بیرونی که به زمین رسیده است

nuclear reaction : collision of atoms giving off energy

واکنش هسته ای: برخورد اتم هایی که انرژی می دهند

orbit : the path that on object makes around another object

مدار: مسیری که روی جسم به دور جسم دیگر می‌پیوندد

proximity : closeness between two objects

مجاورت: نزدیکی بین دو شیء

radiates : giving off heat or light

تابش می کند: گرما یا نور می دهد

radiation : the release of energy in the form of waves or rays

تابش: انتشار انرژی به شکل امواج یا پرتوها

revolution : the movement of a heavenly body in an orbit around another heavenly body

انقلاب: حرکت یک جسم آسمانی در مداری به دور بدن آسمانی دیگر

rotation : turning round ond round like o wheel

چرخش: چرخش به دور و دور مانند چرخ

satellite : an object that revolves around o planet

ماهواره: جسمی که به دور یک سیاره می چرخد

sulphuric acid : a strong mineral acid

اسید سولفوریک: یک اسید معدنی قوی

ultraviolet : invisible rays in sunlight

ماوراء بنفش: اشعه نامرئی در نور خورشید

waning : getting smoller

کمرنگ شدن: کمرنگ شدن

water ice : water frozen in the solid state

آب یخ: آب یخ زده در حالت جامد

waxing : getting bigger

اپیلاسیون: بزرگ شدن