Good and Bad

خوب و بد

Good and Bad

خوب و بد

Good and Bad:

خوب و بد:

They were sitting in front of the Old Indian chief shed with their grandchildren, watching two wolf dogs struggling with each other. One of the dogs was white, one was black and as long as the ten year old boy knew himself, those dogs were grappling in front of his grandfather’s hut. These were two large wolf dogs that his grandfather always kept in mind and did not take away from him. The boy thought that a dog was enough to protect the hut, he wanted to understand why his grandfather needed the second dog and why the colors were necessarily black and white. He curiously asked his grandfather: The old chief caressed his granddaughter’s back with a wise smile.

آنها با نوه های خود روبروی آلونک رئیس پیر هندی نشسته بودند و دو سگ گرگ را تماشا می کردند که با یکدیگر درگیر بودند. یکی از سگ ها سفید بود، یکی سیاه و تا زمانی که پسر ده ساله خودش را می دانست، آن سگ ها جلوی کلبه پدربزرگش دست و پنجه نرم می کردند. این دو سگ گرگ بزرگ بودند که پدربزرگش همیشه در ذهنش بود و از او نمی گرفت. پسر فکر می کرد که یک سگ برای محافظت از کلبه کافی است، او می خواست بفهمد که چرا پدربزرگش به سگ دوم نیاز دارد و چرا رنگ ها لزوما سیاه و سفید هستند. با کنجکاوی از پدربزرگش پرسید: رئیس پیر با لبخندی حکیمانه پشت نوه اش را نوازش کرد.

“They” said, “It is two icons for me, son.”

"آنها" گفتند: "این برای من دو نماد است، پسر."

“What is the symbol?” Asked the boy.

"نماد چیست؟" از پسر پرسید.

“Symbol of good and evil. Just like the dogs you see, goodness and evil constantly struggle within us. As I watch them, I always think about it. That’s why I keep them with me. Child, here is the word; He thought, “If there is a struggle, there must be a winner,” and he added a new one to each child’s endless questions:

«نماد خیر و شر. درست مانند سگ هایی که می بینید، خوبی و بدی دائماً در درون ما با هم مبارزه می کنند. وقتی آنها را تماشا می کنم، همیشه به آن فکر می کنم. به همین دلیل آنها را با خود نگه می دارم. بچه، کلمه اینجاست. او فکر کرد: "اگر مبارزه ای وجود دارد، باید یک برنده وجود داشته باشد" و یک سوال جدید به سوالات بی پایان هر کودک اضافه کرد:

“All right,” he said. “Which one do you think wins this struggle?”

او گفت: «باشه. "به نظر شما کدام یک برنده این مبارزه است؟"

The wise chief looked at his grandson with a deep smile.

رئیس دانا با لبخندی عمیق به نوه اش نگاه کرد.

“Which one is that kid? Which one do I feed better! ”

«آن بچه کدام است؟ کدام را بهتر تغذیه کنم! ”