Grandpa Lesson to Kid>
درس پدربزرگ به بچه
Grandpa Lesson to Kid
درس پدربزرگ به بچه
Grandpa Lesson to Kid:
درس پدربزرگ به بچه:
Once a little boy went out with his grandfather. While roaming around in market at one place they saw that a shoe maker was being insulted by customer.
یک بار پسر کوچکی با پدربزرگش بیرون رفت. در حالی که در یک مکان در بازار پرسه می زدند دیدند که یک کفش ساز مورد توهین مشتری قرار گرفته است.
Customer was shouting at him and complaining about that something was wrong with his shoes that shoemaker made for him.
مشتری بر سر او فریاد می زد و شکایت می کرد که در کفش هایش که کفاش برای او درست کرده مشکلی وجود دارد.
Even after seeing that customer was shouting at him, shoe maker calmly replied to him and apologized. He even promised him that he would not repeat the mistake and give him a better pair of shoes next time.
حتی پس از مشاهده آن مشتری که بر سر او فریاد می زند، کفش ساز با خونسردی به او پاسخ داد و عذرخواهی کرد. حتی به او قول داد که این اشتباه را تکرار نکند و دفعه بعد یک جفت کفش بهتر به او بدهد.
After seeing this grandfather and kid continued to go further. After a while they saw a coffee shop and went inside.
بعد از دیدن این پدربزرگ و بچه ادامه داد. بعد از مدتی کافی شاپ را دیدند و داخل شدند.
After getting seated there, they ordered some snacks and coffee.
بعد از نشستن در آنجا، مقداری تنقلات و قهوه سفارش دادند.
At table next to theirs, they saw a waiter requesting man to move his chair so that he could get by but instead of moving his chair that man started to abuse that waiter and even refused to move that chair.
روی میز کنار میزشان، گارسونی را دیدند که از مرد درخواست میکرد صندلیاش را جابهجا کند تا بتواند از پس آن بربیاید، اما مرد به جای اینکه صندلیاش را جابجا کند، شروع به بدرفتاری با گارسون کرد و حتی از جابجایی آن صندلی خودداری کرد.
Seeing this grandfather said to little kid, “Never forget what you have seen today..”
با دیدن این پدربزرگ به بچه کوچولو گفت: هرگز آنچه را که امروز دیدی فراموش نکن.
Grandfather continued, “You remember just a while ago we saw a shoemaker getting insulted by customer?? Even after getting insulted shoemaker didn’t get angry and accepted customer complaint..”
پدربزرگ ادامه داد: یادت هست همین چند وقت پیش دیدیم که یک کفاش از طرف مشتری توهین می شود؟ حتی بعد از اینکه به او توهین شد، کفاش عصبانی نشد و شکایت مشتری را پذیرفت.»
Kid replied, “Yes..!!”
بچه پاسخ داد: "بله..!!"
Grandfather said, “Now you saw that man next to us did not want to move.. even when waiter requested him to..”
پدربزرگ گفت: حالا دیدی آن مرد کنار ما نمیخواهد حرکت کند، حتی وقتی پیشخدمت از او خواسته بود.
Kid replied, “Yes..!!”
بچه پاسخ داد: "بله..!!"
Grandfather continued, “From this you can learn that, Men who perform some useful task are not bothered by the way they are treated.. Even if someone treat them as useless..
پدربزرگ ادامه داد: «از اینجا میتوان یاد گرفت که مردانی که کارهای مفیدی انجام میدهند، از رفتاری که با آنها میشود آزار نمیدهند، حتی اگر کسی با آنها بیفایده رفتار کند.
It’s because they believe in their work and get back to work with all their heart..
به این دلیل است که آنها به کار خود ایمان دارند و با تمام وجود به سر کار باز می گردند.
But men who do no useful work always think of themselves as important and hide their incompetence behind their authority...”
اما مردانی که هیچ کار مفیدی انجام نمی دهند، همیشه خود را مهم می دانند و بی کفایتی خود را پشت اقتدار خود پنهان می کنند...»