Hard Work and Smart Work>
کار سخت و هوشمندانه
Hard Work and Smart Work
کار سخت و هوشمندانه
Hard Work and Smart Work:
کار سخت و هوشمندانه:
Mukesh and Anil joined a company together a few months after their graduation from university.
موکش و آنیل چند ماه پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه با هم به یک شرکت پیوستند.
After a few years of work, their Manager promoted Mukesh to a position of Senior Sales Manager, but Anil remained in his entry level Junior Sales Officer position. Anil developed a sense of jealousy and disgruntlement, but continued working anyway.
پس از چند سال کار، مدیر آنها موکش را به سمت مدیر ارشد فروش ارتقا داد، اما آنیل در سمت مدیر فروش جوان سطح ابتدایی خود باقی ماند. آنیل حس حسادت و نارضایتی را در خود ایجاد کرد، اما به هر حال به کار خود ادامه داد.
One day Anil felt that he could not work with Mukesh anymore. He wrote his resignation letter, but before he submitted it to the Manager, he complained that Management did not value hard working staff, but only promoted only the favored!
یک روز آنیل احساس کرد که دیگر نمی تواند با موکش کار کند. او نامه استعفای خود را نوشت، اما قبل از ارائه آن به مدیر، گلایه کرد که مدیریت برای کارکنان پرتلاش ارزشی قائل نیست و فقط افراد مورد نظر را ارتقا می دهد!
The Manager knew that Anil worked very hard for the years he had spent at the company; even harder than Mukesh and therefore he deserved the promotion. So in order to help Anil to realize this, the Manager gave Anil a task.
مدیر میدانست که آنیل برای سالهایی که در شرکت گذرانده بود بسیار سخت کار کرده است. حتی سخت تر از موکش و بنابراین او شایسته ترفیع بود. بنابراین برای اینکه به آنیل کمک کند تا متوجه این موضوع شود، مدیر به آنیل وظیفه داد.
“Go and find out if anyone is selling water melons in town?"
"برو ببین که آیا کسی در شهر هندوانه می فروشد؟"
Anil returned and said, "yes there is someone!"
آنیل برگشت و گفت: بله یکی هست!
The Manager asked, "how much per kg?" Anil drove back to town to ask and then returned to inform the Manager; "they are R13.50 per kg!"
مدیر پرسید: "هر کیلوگرم چقدر است؟" آنیل برای پرسیدن به شهر برگشت و سپس برگشت تا مدیر را مطلع کند. "هر کیلوگرم آنها 13.50 R13 است!"
The Manager told Anil, "I will give Mukesh the same task that I gave you. Please pay close attention to his response!"
مدیر به آنیل گفت: "من همان وظیفه ای را که به تو داده بودم به موکش می دهم. لطفاً به پاسخ او دقت کنید!"
So the Manager said to Mukesh, in the presence of Anil ; “Go and find out if anyone is selling water melons in town?"
بنابراین مدیر در حضور آنیل به موکش گفت: "برو ببین که آیا کسی در شهر هندوانه می فروشد؟"
Mukesh went to find out and on his return he said: "Manager, there is only one person selling water melons in the whole town. The cost is R49.00 each water melon and R32,50 for a half melon. He sells them at R13.50 per kg when sliced. He has in his stock 93 melons, each one weighing about 7kg. He has a farm and can supply us with melons for the next 4 months at a rate of 102 melons per day at R27.00 per melon; this includes delivery.
موکش رفت تا متوجه شود و در بازگشت گفت: "مدیر، در کل شهر فقط یک نفر هندوانه می فروشد، هزینه هر هندوانه 49.00 روپیه و نیم خربزه 32.50 ریال است. او آنها را به قیمت فروش می رساند. 13.50 ریال به ازای هر کیلوگرم، 93 خربزه در انبار خود دارد که هر کدام حدود 7 کیلوگرم وزن دارد و می تواند برای 4 ماه آینده خربزه را با نرخ 27.00 ریال به ما عرضه کند. خربزه؛ این شامل تحویل است.
The melons appear fresh and red with good quality, and they taste better than the ones we sold last year. He has his own slicing machine and is willing to slice for us free of charge.
خربزه ها تازه و قرمز با کیفیت خوب ظاهر می شوند و طعم بهتری نسبت به خربزه هایی که سال گذشته فروختیم دارند. او دستگاه برش مخصوص خود را دارد و حاضر است برای ما رایگان برش دهد.
We need to strike a deal with him before 10am tomorrow and we will be sure of beating last year's profits in melons by R223 000.00. This will contribute positively to our overall performance as it will add a minimum of 3.78% to our current overall sales target.
ما باید قبل از ساعت 10 صبح فردا با او معامله کنیم و مطمئن خواهیم بود که سود سال گذشته در خربزه را با 223 000 R223 کاهش می دهیم. این به عملکرد کلی ما کمک می کند زیرا حداقل 3.78٪ به هدف فروش کلی فعلی ما اضافه می کند.
I have put this information down in writing and is available on spreadsheet. Please let me know if you need it as I can send it to you in fifteen minutes."
من این اطلاعات را به صورت مکتوب درج کرده ام و در صفحه گسترده موجود است. لطفاً در صورت نیاز به من اطلاع دهید زیرا می توانم آن را در عرض پانزده دقیقه برای شما ارسال کنم."
Anil was very impressed and realized the difference between himself and Mukesh. He decided not to resign but to learn from Mukesh.
آنیل بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و متوجه تفاوت بین خود و موکش شد. او تصمیم گرفت استعفا ندهد بلکه از موکش یاد بگیرد.
As we begin this fresh year, let this story help us keep in mind the importance of going an extra mile in all our endeavors.
با شروع این سال جدید، اجازه دهید این داستان به ما کمک کند اهمیت رفتن یک مایل بیشتر را در تمام تلاشهایمان در ذهن داشته باشیم.
You won't be rewarded for doing what you're meant to do, you only get a salary for that! You're only rewarded for going an extra mile, performing beyond expectations.
شما برای انجام کاری که قرار است انجام دهید پاداشی نخواهید گرفت، فقط برای آن حقوق می گیرید! شما فقط برای رفتن یک مایل بیشتر، عملکردی فراتر از انتظار دریافت می کنید.