Harry’s Composition

ترکیب هری

Harry’s Composition

ترکیب هری

Harry’s Composition:

ترکیب هری:

“Harry was a very clever little boy,” daddy said. “The teacher of the class to which Harry belonged had had all the pupils write original compositions to

بابا گفت: "هری پسر کوچک بسیار باهوشی بود." «معلم کلاسی که هری به آن تعلق داشت، از همه دانش‌آموزان خواسته بود که آهنگ‌های اصلی را برای آن بنویسند

recite at the Washington’s Birthday entertainment.

در جشن تولد واشنگتن تلاوت کنید.

“The day before the entertainment (at which, of course, all the mothers and daddies of the children were to be present) a rehearsal of everything was to take place. It was Harry’s turn to recite his composition. As he got up on the platform his legs were shaking, and every one saw how nervous he was.

یک روز قبل از سرگرمی (که البته همه مادران و باباهای بچه ها باید در آن حضور داشته باشند) قرار بود تمرین همه چیز انجام شود. نوبت هری بود که آهنگش را بخواند. وقتی روی سکو بلند شد پاهایش می لرزید و همه می دیدند که چقدر عصبی است.

“He began, then he faltered, and then he broke down and sobbed. Harry, the hero of the school, was crying. Could it be true? The pupils looked at him with pity. What could be the trouble, they asked themselves.

او شروع کرد، سپس لنگ زد، و سپس شکست و گریه کرد. هری، قهرمان مدرسه، گریه می کرد. آیا می تواند درست باشد؟ شاگردان با ترحم به او نگاه کردند. از خود پرسیدند چه مشکلی می تواند باشد.

“‘Teacher,’ he finally said between his choking sobs, ‘I didn’t write that composition. I cheated. I copied it out of an old book I found. I’m not worthy to recite on Washington’s Birthday.’

او در نهایت در میان هق هق های خفه کننده اش گفت: «معلم، من آن آهنگ را ننوشتم. تقلب کردم من آن را از یک کتاب قدیمی که پیدا کردم کپی کردم. من لایق خواندن در روز تولد واشنگتن نیستم.

“And then he rushed from the platform down to his seat, and, putting his head in his hands, he cried and cried.

«و سپس با عجله از سکو به سمت صندلی پایین آمد و سرش را در دستانش گرفت، گریه کرد و گریه کرد.

“‘You’ve done a thing worthy of George Washington’s Birthday, Harry,’ said the teacher. ‘You’re not able to act a lie, and because you are truthful you will still recite the composition, giving the name of its real writer.’”

معلم گفت: "تو کاری انجام دادی که شایسته تولد جورج واشنگتن بود، هری." تو نمی‌توانی دروغ بگویی، و چون راست می‌گویی، همچنان آهنگ را می‌خوانی و نام نویسنده واقعی آن را می‌گویی.»