Heart Touching Love Story

داستان عاشقانه قلب

Heart Touching Love Story

داستان عاشقانه قلب

Heart Touching Love Story

داستان عاشقانه قلب

It’s story of a Boy and Girl. They were best friend for years and used to talk on phone for hours and text each other whole day. There wouldn’t be a day on which they didn’t contact and talk to each other. Everything was great. They used to be happy in each other company and enjoy.

داستان یک پسر و دختر است. آنها سال ها بهترین دوست بودند و ساعت ها با تلفن صحبت می کردند و تمام روز به یکدیگر پیام می دادند. روزی نبود که آنها با یکدیگر تماس نگیرند و صحبت نکنند. همه چیز عالی بود آنها قبلاً در جمع یکدیگر خوشحال بودند و لذت می بردند.

But one day boy didn’t call of replied to girl for a day. Girl got worried and knew something was wrong. At night in her room she was crying and at that time she realized that how much he meant to her.

اما یک روز پسر برای یک روز به دختر جواب نداد. دختر نگران شد و فهمید که چیزی اشتباه است. شب در اتاق او گریه می کرد و در آن زمان متوجه شد که او چقدر برای او مهم است.

Next day in morning she got a call. It was from boy.

روز بعد صبح به او زنگ زد. از پسر بود

Boy: Hi

پسر: سلام

Girl: I am so glad that you called, What happened to you yesterday?

دختر:خیلی ​​خوشحالم که زنگ زدی دیروز چی شد؟

Boy: i was busy.

پسر: سرم شلوغ بود

(After silence for min)

(بعد از یک دقیقه سکوت)

Boy: I think we should stop talking.

پسر: به نظر من باید حرف نزنیم.

Girl: What? but why?

دختر: چی؟ اما چرا

Boy: Sorry. Bye.

پسر: ببخشید. خداحافظ

After this boy disconnected call. Girl was shocked. She couldn’t understand anything and was feeling lonely, rejected and broken. After thinking she decided to make a last try to get him back. So, She called him.

پس از این پسر تماس قطع شد. دختر شوکه شد او نمی توانست چیزی را بفهمد و احساس تنهایی، طرد شدن و شکستگی می کرد. پس از فکر کردن، تصمیم گرفت آخرین تلاش را برای بازگرداندن او انجام دهد. بنابراین، او او را صدا کرد.

Girl: Hi

دختر: سلام

Boy: Why are you calling me?

پسر: چرا به من زنگ میزنی؟

Girl: I need to ask u something.

دختر: من باید از شما چیزی بپرسم.

Boy: Go ahead

پسر: برو جلو

Girl (With heavy heart): Are you alright?

دختر (با قلب سنگین): حالت خوبه؟

She tried to talk but she thought may be he really doesn’t care. She broke off and left her house leaving a note.

سعی کرد حرف بزند اما فکر کرد شاید واقعا برایش مهم نیست. او جدا شد و خانه اش را ترک کرد و یک یادداشت گذاشت.

Few hours later boy got a call. It was to inform him that girl got hit by a car and her condition was serious. Boy rushed to hospital and went to see her. He was sitting beside her holding her hand.

چند ساعت بعد پسر زنگ زد. این بود که به او اطلاع دهند که دختری با ماشین تصادف کرده و حالش وخیم است. پسر سریع به بیمارستان رفت و به ملاقات او رفت. کنارش نشسته بود و دستش را گرفته بود.

Boy: I am sorry it’s all my fault But.. i promise i will make it up to u.

پسر: متاسفم که همش تقصیر منه اما... قول میدم جبران کنم.

Girl: I am not gonna get better!!

دختر: من بهتر نمیشم!!

Boy: Don’t say that.

پسر: اینو نگو.

Girl: Just tell me one thing why you asked me to leave?

دختر: فقط یک چیز به من بگو چرا از من خواستی بروم؟

To this question of her boy tell her the truth that he has heart problem and he didn’t wanted her to get worried because there was risk that he would die.

در پاسخ به این سوال پسرش حقیقت را به او بگویید که او مشکل قلبی دارد و نمی خواست او نگران شود زیرا خطر مرگ او وجود داشت.

Boy continued ans said, “I did this because I Love You…!!”

پسر ادامه داد: "من این کار را کردم چون دوستت دارم...!!"

I Love u Too.. Girl said and her heart stop beating. Just after 10 mins boy also died because of heart attack. As he could live with the thought that she died because of him.

من هم تو را دوست دارم.. دختر گفت و قلبش از تپش ایستاد. درست بعد از 10 دقیقه پسر نیز به دلیل حمله قلبی فوت کرد. همانطور که او می توانست با این فکر زندگی کند که او به خاطر او مرده است.

Moral:

اخلاقی:

If you Love someone then Don’t hold back your Feelings. Never hide your problems and feeling from the one who cares for you and Love you.

اگر کسی را دوست دارید پس احساسات خود را دریغ نکنید. هرگز مشکلات و احساسات خود را از کسی که به شما اهمیت می دهد و شما را دوست دارد پنهان نکنید.