Hermit’s Power

قدرت زاهد

Hermit’s Power

قدرت زاهد

Hermit’s Power:

قدرت زاهد:

Once a hermit used to live in forest and meditated for years. With his devotion he got powers from God which he could use in the time of need. Hermit was a humble person but after he got power, he became too proud of himself.

زمانی یک گوشه نشین در جنگل زندگی می کرد و سال ها مراقبه می کرد. او با فداکاری خود از خداوند قدرت هایی گرفت که می توانست در زمان نیاز از آنها استفاده کند. هرمیت فردی متواضع بود، اما پس از به دست آوردن قدرت، بیش از حد به خود افتخار کرد.

After returning from jungle he went to village. One day he had to go a city for some work. There was river in the middle which had to be crossed to go to city. There was boats and boat man available at both sides of river for passing over river.

پس از بازگشت از جنگل به روستا رفت. یک روز مجبور شد برای کاری به شهری برود. در وسط رودخانه ای بود که برای رفتن به شهر باید از آن رد می شد. قایق و مرد قایق در دو طرف رودخانه برای عبور از رودخانه در دسترس بود.

Hermit reached there and then went near boat man for hiring boat but just then he saw a sage meditating on the river bank under tree on the opposite side of river. Hermit had acquired power and wanted to show off his power to sage sitting there.

هرمیت به آنجا رسید و سپس برای کرایه قایق به نزدیک مرد قایق رفت، اما در همان لحظه حکیمی را دید که در ساحل رودخانه زیر درختی در طرف مقابل رودخانه مراقبه می کرد. هرمیت قدرت پیدا کرده بود و می خواست قدرت خود را برای حکیمی که آنجا نشسته بود به رخ بکشد.

Hermit used his power and walked across the river and then went to sage who was sitting on opposite side of bank and proudly said, “Did you see?? I used my power to walk over this river..”

زاهد از قدرت خود استفاده کرد و از رودخانه عبور کرد و سپس به سمت حکیمی رفت که در طرف مقابل ساحل نشسته بود و با افتخار گفت: دیدی؟ من از قدرتم استفاده کردم تا روی این رودخانه قدم بزنم.»

And questioned him, “Can you do this??”

و از او پرسید: آیا می توانی این کار را انجام دهی؟

Sage replied, “Yes.. I can but don’t you think you wasted your precious power in crossing river when you could have used same power to help someone in need and do good to others..

سیج پاسخ داد: "بله... من می توانم، اما آیا فکر نمی کنی قدرت گرانبهایت را در عبور از رودخانه هدر دادی، در حالی که می توانستی از همان قدرت برای کمک به کسی که نیاز دارد و به دیگران نیکی کنی استفاده کنی؟"

Yet you used your power to cross this river which you could have crossed just by paying some money to boatman standing there..”

با این حال شما از قدرت خود برای عبور از این رودخانه استفاده کردید که فقط با پرداخت مقداری پول به قایقران ایستاده می توانستید از آن عبور کنید.

Hermit realized his mistake and apologized and thanked sage for making him realize his mistake.

زاهد به اشتباه خود پی برد و عذرخواهی کرد و از حکیم تشکر کرد که او را متوجه اشتباه خود کرده است.

Moral: Being proud is good but when We Look Down on Other then same Pride results in Negative.

اخلاقی: مغرور بودن خوب است، اما وقتی به دیگران نگاه می کنیم، همان غرور منجر به منفی می شود.

If we Acquire any Power we should use it to Help Other rather than Using it to Just Show off.

اگر قدرتی به دست آوریم، باید از آن برای کمک به دیگران استفاده کنیم، نه اینکه فقط برای خودنمایی استفاده کنیم.