Hesitation>
تردید
Hesitation
تردید
Hesitation:
تردید:
“Between the acting of a dreadful thing
«بین بازی یک چیز وحشتناک
And the first motion, all the interim is
و حرکت اول، تمام موقت است
Like a phantasma or a hideous dream.”
مثل یک خیال یا رویای وحشتناک.»
That is Brutus, from Shakespeare’s Julius Caesar,
آن بروتوس، از ژولیوس سزار شکسپیر،
who, in the play, is plotting to kill Caesar—someone
که در نمایشنامه قصد دارد سزار را بکشد - کسی
he was loyal to.
او وفادار بود
And Shakespeare—the master of understanding human nature—captures what that feels like. This is how Shakespeare’s words would translate today:
و شکسپیر - استاد درک ماهیت انسان - احساس آن را به تصویر میکشد. سخنان شکسپیر امروز اینگونه ترجمه می شود:
“Between the acting of a dreadful thing…”
«میان بازی یک چیز وحشتناک…»
Between the moment when you are waiting to do
بین لحظه ای که منتظر انجام آن هستید
something that you don’t want to do …
کاری که نمیخوای انجامش بدی…
“And the first motion…”
«و اولین حرکت…»
and the moment when you initiate the action …
و لحظه ای که شما اقدام را آغاز می کنید…
“All the interim…”
“تمام موقت…”
The whole time you are waiting to take that action …
تمام مدتی که منتظر انجام آن عمل هستید…
“Is like a phantasma or a hideous dream…” is like an
"مثل یک خیال یا رویای وحشتناک است..." مانند یک خیال است
evil spectre, an apparition—a nightmare.
شبح شیطانی، یک ظاهر - یک کابوس.
So the battle, the struggle—the hesitation—takes
بنابراین نبرد، مبارزه - تردید - طول می کشد
place in that moment.
مکان در آن لحظه
That moment, when we must step into the unknown—that moment filled with fear and horror.
آن لحظه، زمانی که ما باید به ناشناخته قدم بگذاریم - آن لحظه پر از ترس و وحشت.
And that fear is what causes hesitation—and
و این ترس چیزی است که باعث تردید می شود - و
hesitation causes defeat.
تردید باعث شکست می شود
HESITATION IS THE ENEMY.
تردید دشمن است.
Hesitation allows the moment to pass, the opportunity to be lost, the enemy to get the upper hand. Hesitation turns into cowardice. It stops us from moving forward, from taking initiative, from executing what we know we must.
تردید اجازه می دهد لحظه بگذرد، فرصت از دست برود، دشمن دست بالا را بگیرد. تردید به ترسو تبدیل می شود. ما را از حرکت رو به جلو، ابتکار عمل و اجرای آنچه می دانیم باید باز می دارد.
Hesitation defeats us. So we must defeat it.
تردید ما را شکست می دهد. پس باید آن را شکست دهیم.
To win, all you have to do is overcome that moment:
برای برنده شدن، تنها کاری که باید انجام دهید این است که بر آن لحظه غلبه کنید:
The Waiting. The Hesitation. And to do that, all you
انتظار. تردید. و برای انجام این کار، همه شما
have to do is: Go. Move. Take the action. Get out of
باید انجام داد: برو. حرکت کنید. اقدام کن از
bed. Get your feet on the ground. Step forward.
تخت پاهایت را روی زمین بگذار قدم به جلو
Do not hesitate.
دریغ نکنید.
Do not wait.
منتظر نباش.
Go forward: And win.
برو جلو: و پیروز شو.