How an Elephants’ fleet junks in a mosquito’s throat?

چگونه ناوگان فیل ها در گلوی پشه می ریزند؟

How an Elephants’ fleet junks in a mosquito’s throat?

چگونه ناوگان فیل ها در گلوی پشه می ریزند؟

How an Elephants’ fleet junks in a mosquito’s throat?

چگونه ناوگان فیل ها در گلوی پشه می ریزند؟

Among the Ashta Diggajas in the Bhuvana Vijayam of Sri Krishna Deva Rayalu, the King for his ingenuity, quick wittedness, and fast filling of stanzas when at test particularly favoured Ramalinga.

در میان آشتا دیگاجاها در بووانا ویجایام سری کریشنا دوا رایالو، پادشاه به دلیل نبوغ، هوشیاری سریع، و پر کردن سریع مصرع ها در هنگام امتحان، به خصوص رامالینگا را دوست داشت.

Rayalu was renowned as Andhra Bhoja and Poets Paradise.

رایالو به آندرا بوجا و بهشت ​​شاعران شهرت داشت.

With his inherent qualities of wit and sarcasm, Ramalinga was growing big and closer to Rayalu day after day.

رامالینگا با ویژگی های ذاتی خود در شوخ طبعی و طعنه، روز به روز بزرگ می شد و به رایالو نزدیک تر می شد.

With no change in the rule, the more you grow the more envious you become, the other courtiers like Rama Raja Bhushana were against the growth of Ramalingas association with the King Rayalu.

بدون هیچ تغییری در قانون، هر چه بیشتر رشد کنید حسادت بیشتری خواهید داشت، سایر درباریان مانند راما راجا بوشانا مخالف رشد ارتباط رامالینگا با پادشاه رایالو بودند.

Whenever there is a possibility, those courtiers, and Rama Raja Bhushana had been working out for damaging Ramalingas image and sling mud on him before the King.

هر زمان که امکانی وجود داشت، آن درباریان و راما راجا بوشانا برای آسیب رساندن به تصویر رامالینگاس و لجن کشیدن او در برابر پادشاه تلاش می کردند.

Ramalinga efficiently countered these efforts and trials of courtiers all the time.

رامالینگا همیشه با این تلاش‌ها و محاکمه‌های درباریان مقابله کرد.

At one stage, as these personalities were unable to compete with Ramalinga in wit and ingenuity decided to humiliate Ramalinga.

در یک مرحله، از آنجایی که این شخصیت ها قادر به رقابت با رامالینگا در شوخ طبعی و نبوغ نبودند، تصمیم گرفتند رامالینگا را تحقیر کنند.

They handed over the responsibility of insulting Ramalinga to the main entrance guards.

آنها مسئولیت توهین به رامالینگا را به نگهبانان ورودی اصلی سپردند.

Those poor soldiers were lured by the bribe amount courtiers had offered them.

آن سربازان بیچاره توسط مبلغ رشوه ای که درباریان به آنها پیشنهاد داده بودند فریب خوردند.

A line was given to those guards for stopping Ramalinga at the entrance itself.

برای توقف رامالینگا در ورودی به آن نگهبانان خط داده شد.

The line was “Kunjara Yudhambu Doma Kuthuka Jochen'' meaning an elephants’ fleet is stuck in a mosquito’s throat.

خط "Kunjara Yudhambu Doma Kuthuka Jochen" بود به این معنی که ناوگان فیل ها در گلوی پشه گیر کرده است.

Ramalinga as usual was walking into the Bhuvana Vijayam premises and the guards stopped him.

رامالینگا طبق معمول در حال قدم زدن به داخل محوطه بووانا ویجایم بود و نگهبانان او را متوقف کردند.

He questioned why were they blocking the way.

او پرسید که چرا راه را می بندند؟

The soldiers told Ramalinga about the line and asked him to enter the premises only after reciting the first three lines for the last line they recited to him.

سربازان خط را به رامالینگا گفتند و از او خواستند تنها پس از خواندن سه سطر اول برای آخرین سطری که برای او خواندند، وارد محوطه شود.

Ramalinga boiled and trembled with anger on those soldiers.

رامالینگا از خشم بر آن سربازان جوشید و لرزید.

Immediately he understood what and who was behind the soldiers.

بلافاصله فهمید که چه کسی و چه کسی پشت سربازان است.

With harsh words he completed reciting, “Ganjayi Thravi Thurakala Sanjathamu Goodi Kallu Chavi Gonnava? Lanjala Kodaka! Yekkadara! Kunjara Yudhambu Doma Kuthuka Jochen.

او با کلمات تند تلاوت را کامل کرد: «Ganjayi Thravi Thurakala Sanjathamu Goodi Kallu Chavi Gonnava؟ لانجالا کوداکا! یککادارا! کونجارا یودهامبو دوما کوتوکا یوچن.

'' Long before those guards could understand the meaning of the poem, Ramalinga walked stiff into the main court hall.

مدتها قبل از اینکه آن نگهبانان معنای شعر را بفهمند، رامالینگا سفت وارد سالن اصلی دادگاه شد.

After sometime, while the King Rayalu was into one of the pleasure rounds of literary discussions, the guards entered the hall and complained that Ramalinga disgraced them with the poem at the main entrance.

پس از مدتی، در حالی که پادشاه رایالو در یکی از دورهای لذت بخش بحث های ادبی بود، نگهبانان وارد سالن شدند و شکایت کردند که رامالینگا با شعر در ورودی اصلی آنها را رسوا کرده است.

After listening to all the details narrated by the guards, Rayalu ordered Ramalinga to extempore compose a poem taking the same end line with a situation in Mahabharatha.

رایالو پس از گوش دادن به تمام جزئیات روایت شده توسط نگهبانان، به رامالینگا دستور داد تا شعری را با همان خط پایانی با موقعیتی در ماهابهاراتا بسازد.

Ramalinga raised from his seat and after salutations to the King Rayalu recited, “Ranja Chedi Pandavulari Bhanjanulai Viratu Golva Palapadirakata! Sanjaya! Vidhinemandunu Kunjara Yudhambu Doma Kuthuka Jochen!'' Pandavas in Mahabharatha are like a fleet of powerful elephants.

رامالینگا از جای خود بلند شد و پس از سلام به پادشاه رایالو گفت: «رانجا چدی پانداولاری بانجانولایی ویراتو گلوا پالاپادیراکاتا! سانجایا! Vidhinemandunu Kunjara Yudhambu Doma Kuthuka Jochen!» پانداواها در ماهابهاراتا مانند ناوگانی از فیل های قدرتمند هستند.

Losing in the gamble with Kauravas, they had to live incognito for some time.

با شکست در قمار با Kauravas، آنها مجبور شدند برای مدتی به صورت ناشناس زندگی کنند.

During this period they served a weak ruler Virata.

در این دوره آنها به یک حاکم ضعیف ویراتا خدمت کردند.

By all Gods! It is the fate of those Pandavas to serve such a weak person in spite of being renowned warriors.

به همه خدایان! سرنوشت آن پانداواهاست که با وجود جنگجویان نامدار به چنین فرد ضعیفی خدمت کنند.

This is similar to a fleet of strong elephants being stuck in the throat of a small mosquito.

این شبیه به ناوگانی از فیل های قوی است که در گلوی یک پشه کوچک گیر کرده اند.

Rayalu clapped in all praise of Ramalinga for his ingenuity and wit filled narration.

رایالو در تمام ستایش رامالینگا به خاطر نبوغ و روایتی پر از شوخ طبعی دست زد.

In the full house, Rayalu hugged Ramalinga and appreciated him agreeing that Ramalinga’s words are like double-edged swords.

در خانه پر، رایالو رامالینگا را در آغوش گرفت و از او قدردانی کرد که گفته‌های رامالینگا مانند شمشیرهای دولبه هستند.

This state of affairs brought Ramalinga more close to Rayalu.

این وضعیت رامالینگا را بیشتر به رایالو نزدیک کرد.

All the attempts to trap Ramalinga and cut down his image before the King Rayalu by the envied courtiers and poet Rama Raja Bhushana blew off like a piece of raw cotton in Ramalinga’s intelligence whirlwind.

تمام تلاش‌ها برای به دام انداختن رامالینگا و بریده‌شدن تصویر او در برابر پادشاه رایالو توسط درباریان و شاعر حسادت‌شده راما راجا بوشانا مانند یک تکه پنبه خام در گردباد هوشی راملینگا منفجر شد.