How Many Friends Do You Need to be Happy

برای شاد بودن به چند دوست نیاز دارید؟

How Many Friends Do You Need to be Happy

برای شاد بودن به چند دوست نیاز دارید؟

How Many Friends Do You Need to be Happy?

برای شاد بودن به چند دوست نیاز دارید؟

Once a student came to his Master and asked him, “Master, How many friend does a person need – Just one or Many?”

یک بار شاگردی نزد استادش آمد و از او پرسید: "استاد، یک نفر به چند دوست نیاز دارد، فقط یک یا چند نفر؟"

Master replied, “It’s simple.. You will know for yourself.”

استاد پاسخ داد: "ساده است. خودت می دانی."

Then master took him to the orchard and then pointing to an apple tree said, “First bring me an apple from the highest branch of this tree.”

سپس استاد او را به باغ برد و سپس به درخت سیبی اشاره کرد و گفت: ابتدا یک سیب از بالاترین شاخه این درخت برای من بیاور.

Student looked up and with sad look on his face said, “But Master, It’s too high for me.. I can’t reach it..”

شاگرد سرش را بلند کرد و با حالتی غمگین گفت: "اما استاد، برای من خیلی بالاست... نمی توانم به آن برسم."

“Why don’t you ask your friend’s for help..?”, Answered master.

استاد پاسخ داد: «چرا از دوستت کمک نمی‌خواهی...؟»

Student asked one of his friend to come with him and stood on his shoulder but still couldn’t reach highest branch of that tree.

دانش آموز از یکی از دوستانش خواست تا با او بیاید و روی شانه او ایستاد اما نتوانست به بالاترین شاخه درخت برسد.

Student felt disappointed and said, “Master, I still can’t get to it..”

دانش آموز احساس ناامیدی کرد و گفت: "استاد، من هنوز نمی توانم به آن برسم."

Master replied, “Don’t you have more friends?”

استاد پاسخ داد: آیا دوستان بیشتری ندارید؟

Student went back and asked his other friends to come with him.

دانشجو برگشت و از دوستان دیگرش خواست که با او بیایند.

Friends came and started to stand up on each other’s shoulder backs grunting, trying to build a live pyramid. But the apple was too high, the pyramid crumbled and the student wasn’t able to pick the longed apple.

دوستان آمدند و شروع کردند به ایستادن روی شانه های یکدیگر غرغر می کردند و سعی می کردند یک هرم زنده بسازند. اما سیب خیلی بلند بود، هرم فرو ریخت و دانش آموز قادر به چیدن سیب دراز نبود.

Seeing this Master called him back and asked, “So, do you understand now How many friends does a person need?”

با دیدن این استاد او را دوباره صدا کرد و پرسید: "پس، حالا فهمیدی یک نفر به چند دوست نیاز دارد؟"

Student said, “Yes.. a person needs to have a lot of friends and together they can try to solve any problem..”

دانش آموز گفت: بله، یک فرد باید دوستان زیادی داشته باشد و با هم می توانند برای حل هر مشکلی تلاش کنند.

Master shaking his head in disappointment said, “Of course you need a lot of friends. So that among all of these athletes there would be at least one smart person who would figure out to bring a ladder..!!”

استاد با ناامیدی سرش را تکان داد و گفت: «البته شما به دوستان زیادی نیاز دارید. به طوری که در بین این همه ورزشکار حداقل یک فرد باهوش وجود داشته باشد که بتواند یک نردبان بیاورد..!!”