Hunting with the Lion>
شکار با شیر
Hunting with the Lion
شکار با شیر
Hunting with the Lion:
شکار با شیر:
It was a dry summer. The animals in the forest were beginning to find it difficult to get food.
تابستان خشکی بود. حیوانات جنگل کم کم به سختی غذا می گرفتند.
A bear, a wolf and a jackal thought it would be better to join hands with a lion and do the hunting. They approached lion and he too agreed. The four of them went off hunting.
یک خرس، یک گرگ و یک شغال فکر کردند بهتر است با یک شیر دست به دست هم بدهند و شکار کنند. آنها به شیر نزدیک شدند و او نیز موافقت کرد. هر چهار نفر به شکار رفتند.
The hunting party came across a buffalo. The fox and wolf chased the buffalo. The bear intercepted the buffalo. The lion killed him.
طرف شکار با یک گاومیش روبرو شد. روباه و گرگ بوفالو را تعقیب کردند. خرس بوفالو را قطع کرد. شیر او را کشت.
The fox made shares out of the buffalo. When they were about to take their shares the lion roared and said, "Well friends, the first share is mine for my leadership. The second share is mine for, it is I who killed. The third share is also mine for I need it for my cubs. Anyone who needs a share can take the fourth. But before that you will have to win me."
روباه از بوفالو سهام ساخت. وقتی می خواستند سهم خود را بگیرند شیر غرید و گفت: "خوب دوستان، سهم اول برای رهبری من است. سهم دوم مال من است، این من هستم که کشتم. سهم سوم نیز مال من است که به آن نیاز دارم." برای توله های من، هر کس به سهم نیاز دارد، می تواند سهم چهارم را بگیرد.
All the three left the place without a single word.
هر سه بدون حتی یک کلمه محل را ترک کردند.
Moral: If you are might, you are right.
اخلاق: اگر توانا هستید، حق با شماست.