Importance of Positive Attitude in Life

اهمیت نگرش مثبت در زندگی

Importance of Positive Attitude in Life

اهمیت نگرش مثبت در زندگی

Importance of Positive Attitude in Life:

اهمیت نگرش مثبت در زندگی:

Once in a telecommunication company worked a guy Michael. He was the kind of guy who always used to be in good mood. He was like natural motivator. He was always there there telling the employee how to look on the positive side of the situation.

یک بار در یک شرکت مخابراتی، مردی مایکل کار می کرد. او از آن دسته آدم هایی بود که همیشه حالش خوب بود. او مانند محرک طبیعی بود. او همیشه آنجا بود و به کارمند می گفت که چگونه به جنبه مثبت وضعیت نگاه کند.

One day one of the co-employee Sam went up to him and asked him, “How do you do it?? How can you be so positive all the time??”

یک روز یکی از همکار سام پیش او رفت و از او پرسید: «چطور این کار را می کنی؟ چطور می‌توانی همیشه اینقدر مثبت اندیش باشی؟»

Michael replied, “Each morning when i wake up.. i say to myself..

مایکل پاسخ داد: "هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم، به خودم می گویم.

You have two choices today.. You can chose to be in Good mood today or Bad mood.. I chose Good mood..

تو امروز دو انتخاب داری.. می تونی امروز در حال خوب باشی یا حال بد.. من حال خوب رو انتخاب کردم..

Whenever something bad happen i ask myself.. Either you can chose to be a victim or can learn something from it.. I chose to Learn..

هر وقت اتفاق بدی می افتد از خودم می پرسم یا می توانی قربانی باشی یا می توانی چیزی از آن یاد بگیری. من یادگیری را انتخاب کردم..

Every time someone comes complaining to me.. I have choice to accept complaint or i can point out positive side of life.. I chose positive side of life..”

هر بار که کسی به من شکایت می کند.. من انتخابی دارم که شکایت را بپذیرم یا می توانم به جنبه مثبت زندگی اشاره کنم.. جنبه مثبت زندگی را انتخاب کردم.»

Sam replied, “It’s not as easy as you say.”

سام پاسخ داد: "به این راحتی که شما می گویید نیست."

Michael continued and said, “Life is all about choices. When you cut away all the junk, every situation is a choice. You choose how you react to situations. You choose how people affect your mood. You choose to be in a good mood or bad mood. The bottom line: It’s your choice how you live your life.”

مایکل ادامه داد و گفت: «زندگی همه چیز در مورد انتخاب است. وقتی همه آشغال ها را حذف می کنید، هر موقعیتی یک انتخاب است. شما انتخاب می کنید که چگونه به موقعیت ها واکنش نشان دهید. شما انتخاب می کنید که مردم چگونه بر خلق و خوی شما تأثیر می گذارند. شما انتخاب می کنید که در حال خوب یا بد خلق باشید. نتیجه نهایی: این شما هستید که چگونه زندگی می کنید.

Sam left company and they never met again. Several years later Sam came to know about serious accident happened to Michael. Michael fell from a 60 feet high communication tower and was injured badly. After 18 hours of surgery and weeks of intensive care, Michael was released from the hospital.

سام شرکت را ترک کرد و آنها دیگر ملاقات نکردند. چندین سال بعد سام متوجه شد که تصادفی جدی برای مایکل رخ داده است. مایکل از یک برج ارتباطی به ارتفاع 60 فوت سقوط کرد و به شدت مجروح شد. پس از 18 ساعت جراحی و هفته ها مراقبت های ویژه، مایکل از بیمارستان مرخص شد.

After a year of accident Sam got chance to meet Michael. When he met Michael he asked him about his health and well being.

پس از یک سال تصادف، سام فرصت ملاقات با مایکل را پیدا کرد. وقتی مایکل را ملاقات کرد، از او در مورد سلامتی و تندرستی اش پرسید.

After this Sam asked him, “What was going on in your mind as the accident took place??”

پس از این، سام از او پرسید: "در هنگام وقوع حادثه در ذهن شما چه می گذشت؟"

Michael replied, “Then, as I lay on the ground, I remembered that I had two choices: I could choose to live.. or I could choose to die.. I chose to live..”

مایکل پاسخ داد: "سپس، وقتی روی زمین دراز کشیدم، به یاد آوردم که دو انتخاب دارم: می توانم زندگی را انتخاب کنم... یا مرگ را انتخاب کنم... زندگی را انتخاب کردم."

Sam asked, “Weren’t you scared?”

سام پرسید: نترسیدی؟

Michael replied, “When i saw expression of doctors i was really scared. In their eyes i could see — “He’s a dead man”. Then i knew i had to do something.

مایکل پاسخ داد: «وقتی عبارات پزشکان را دیدم واقعاً ترسیدم. در چشمان آنها می توانستم ببینم - "او مرده است". بعد فهمیدم باید کاری کنم

One of nurses came asked if i were allergic to anything and i said yes.. Then all doctor and nurses stopped waiting for my reply..

یکی از پرستارها اومد پرسید به چیزی حساسیت دارم یا نه و گفتم بله.. بعد همه دکتر و پرستاران منتظر جواب من نشدند.

I took a deep breath and yelled, “Gravity..”.

نفس عمیقی کشیدم و فریاد زدم: "جاذبه...".

Over their laughter, I told them, Ï am choosing to live. Operate on me as if I am alive, not dead.”

با خنده‌هایشان به آنها گفتم، من زندگی را انتخاب می‌کنم. طوری مرا عمل کن که انگار زنده ام، نه مرده.»

Moral: Every day we have the choice to live fully. We should Understand the Effect of keeping a Positive Attitude in Life. Each day has enough trouble of its own. It’s our Choice how we React to Situation and Live.

اخلاق: هر روز ما این انتخاب را داریم که کامل زندگی کنیم. ما باید تأثیر حفظ نگرش مثبت در زندگی را درک کنیم. هر روز به اندازه کافی دردسر خودش را دارد. این انتخاب ماست که چگونه به موقعیت واکنش نشان دهیم و چگونه زندگی کنیم.