In the Kitchen>
در آشپزخانه
In the Kitchen
در آشپزخانه
In the Kitchen:
در آشپزخانه:
“One evening,” commenced daddy, “when the house was quiet and still, and every one was sleeping soundly, the tins and pans began to talk in the kitchen.
بابا شروع کرد: «یک روز عصر، وقتی خانه ساکت و ساکت بود و همه آرام میخوابیدند، ظرفها و تابهها در آشپزخانه شروع به صحبت کردند.
“‘I think I am to be congratulated more than any of you,’ said the egg beater. ‘You see my name means that I beat eggs. But not only do I beat
تخم مرغ کوب گفت: «فکر میکنم بیشتر از شما باید به من تبریک گفت.» می بینید که اسم من به این معنی است که من تخم مرغ زدم. اما نه تنها می زنم
eggs. I beat cream and all other things they wish to whip into a fine fluffy state.’
تخم مرغ من خامه و همه چیزهای دیگری را که میخواهند به حالت پفکی در بیاورند، زدم.»
“‘True enough,’ agreed the other pans and tins.
دیگر تابه ها و قوطی ها موافق بودند: «به اندازه کافی درست است.
“‘But you see,’ said the egg beater, ‘the wonderful part is that I am not cross. Imagine being used only as a beater. Imagine forever whipping everything that comes near you. Isn’t that enough to make an egg beater cross? But am I cross?’
تخمزنزن گفت: اما میبینی، بخش شگفتانگیز این است که من صلیب نیستم. تصور کنید که فقط به عنوان کوبنده استفاده می شود. تصور کنید برای همیشه هر چیزی را که به شما نزدیک می شود شلاق بزنید. آیا این برای درست کردن ضربدر تخم مرغ کوب کافی نیست؟ اما آیا من صلیب هستم؟
“And all the pots and pans creaked and said, ‘No.’
و همه قابلمهها و ماهیتابهها صدای جیر جیر زدند و گفتند: «نه.»
“‘Then,’ said the egg beater, ‘it only goes to show that my disposition is quite perfect. Even whipping and beating everything that comes my way doesn’t make me cross.’
تخم مرغ کوب گفت: «سپس، این فقط نشان می دهد که روحیه من کاملاً عالی است. حتی شلاق زدن و زدن هر چیزی که سر راهم قرار میگیرد باعث نمیشود که عبور کنم.»
“‘Listen to me,’ said the cheese grater. ‘Think of what my name means!’ “What?’ asked the others.
رنده پنیر گفت: به من گوش کن. «به معنی اسم من فکر کن!» بقیه پرسیدند: «چی؟»
“‘It means I am greater than anything else. No other pot or tin or pan is named by my name.’
«به این معنی است که من از هر چیز دیگری بزرگتر هستم. هیچ دیگ یا قابلمه یا ماهیتابه دیگری به نام من نیست.»
“‘Oh,’ chuckled the gravy spoon, a big, good-natured, easy-going spoon,
قاشق آب خوری خندید، یک قاشق بزرگ، خوش اخلاق و راحت،
‘you don’t understand at all.’
"تو اصلا نمی فهمی."
“‘What don’t I understand?’ asked the cheese grater.
رنده پنیر پرسید: "چه چیزی را نمی فهمم؟"
“‘You see I help the gravy at the table and I hear the grownups and children talk. They say that greater means something finer, bigger, stronger,
«میبینی که من به غذاخوری سر میز کمک میکنم و صحبت بزرگترها و بچهها را میشنوم. آنها می گویند که بزرگتر یعنی چیزی ظریف تر، بزرگتر، قوی تر،
more noble than something that is merely great. Now greatest means the best of all. You see the way they spell your name is quite different from the
نجیب تر از چیزی که صرفاً عالی است. اکنون بزرگترین یعنی بهترین از همه. می بینید که نحوه املای نام شما کاملاً متفاوت است
way they spell the word that means great.’
روشی که آنها کلمه ای را که به معنای عالی است می نویسند.
“‘And what difference does that make?’ asked the cheese grater, who was feeling sad.
رنده پنیر که غمگین بود پرسید: «و چه فرقی میکند؟»
“‘All the difference in the world,’ said the gravy spoon. ‘It means something quite different.’
قاشق آب خوری گفت: «تمام تفاوت دنیا. "این به معنای چیزی کاملا متفاوت است."
“‘The very idea of making such a mistake,’ said the cheese grater sadly.
رنده پنیر با ناراحتی گفت: «فکر انجام چنین اشتباهی است.
“‘Never mind,’ said the egg beater. ‘I have a really bad name and I rise above it. I do the best I can and don’t complain. You must do the same.’
تخم مرغ کوب گفت: "مهم نیست." من واقعاً نام بدی دارم و از آن بالاتر می روم. من تمام تلاشم را میکنم و شکایت نمیکنم. شما باید همین کار را بکنید.»
“‘I will,’ said the cheese grater. ‘But I am so disappointed.’
رنده پنیر گفت: "من می کنم." "اما من بسیار ناامید هستم."
“So the rest of the talk between the tins, pots and pans was not upon their names and the meanings of them.”
«بنابراین بقیه صحبتهای بین قوطیها و دیگها و تابهها بر سر نام و معنای آنها نبود.»