Karna’s Generosity>
سخاوت کارنا
Karna’s Generosity
سخاوت کارنا
Karna’s Generosity:
سخاوت کارنا:
One day while Shri Krishna and Arjuna were out for stroll, Arjuna said, “If you permit.. Can i ask you something??”
یک روز در حالی که شری کریشنا و آرجونا برای قدم زدن بیرون بودند، آرجونا گفت: "اگر اجازه بدهید... می توانم از شما چیزی بپرسم؟"
Krishna smiled and replied, “Sure, you can ask me anything without any hesitation..”
کریشنا لبخندی زد و پاسخ داد: "مطمئناً، شما می توانید هر چیزی را بدون هیچ تردیدی از من بپرسید."
Arjuna said, “I don’t understand why Karna is considered as most generous person of all.. ”
آرجونا گفت: "من نمی فهمم که چرا کارنا سخاوتمندترین فرد از همه در نظر گرفته می شود."
Krishna smiled and replied, “Sure, i won’t just tell you.. You can see for yourself..”
کریشنا لبخندی زد و پاسخ داد: "مطمئناً، من فقط به شما نمی گویم. شما می توانید خودتان ببینید."
Just then in a blink, Shri Krishna turned two nearest hills into gold.
درست در همان لحظه، شری کریشنا دو تپه را به طلا تبدیل کرد.
After this Krishna instructed Arjuna to distribute gold from that hills among people from nearest village.
پس از این، کریشنا به آرجونا دستور داد تا طلای آن تپه ها را بین مردم نزدیکترین روستا توزیع کند.
As instructed Arjuna immediately went to hill and called villagers to distribute gold to them. When villagers came, he asked them to stand in queue and then started giving away gold to them one by one.
طبق دستور آرجونا بلافاصله به تپه رفت و روستاییان را صدا کرد تا طلا بین آنها تقسیم کنند. وقتی اهالی روستا آمدند از آنها خواست که در صف بایستند و سپس شروع به اهدای طلا به آنها یکی یکی کرد.
Villagers started praising him. Listening to all the praise, Arjuna felt proud. By this time Ego has started to get into him.
اهالی روستا شروع به تمجید از او کردند. آرجونا با گوش دادن به همه ستایش ها احساس غرور کرد. در این زمان ایگو شروع به ورود به او کرده است.
For two consecutive days and nights Arjuna kept on digging gold and distributing among villagers. Villagers were coming back in queue for gold, Arjuna was tired and not a bit of gold lessen from hill.
آرجونا دو شبانه روز متوالی به کندن طلا و توزیع بین روستاییان ادامه داد. روستاییان در صف طلا برمی گشتند، آرجونا خسته بود و ذره ای طلا از تپه کم نمی شد.
Arjuna got so tired that he went to Shri Krishna and said, “I am tired, i can’t do it anymore..”
آرجونا آنقدر خسته شد که نزد شری کریشنا رفت و گفت: "من خسته هستم، دیگر نمی توانم این کار را انجام دهم."
Krishna smiled and replied, “It’s Ok. You can rest.”
کریشنا لبخندی زد و پاسخ داد: «اشکال ندارد. می توانید استراحت کنید.»
Krishna called Karna and asked him to distribute gold among villagers from those hills of gold. Karna immediately left to distribute gold among villagers.
کریشنا با کارنا تماس گرفت و از او خواست تا طلا را از آن تپه های طلا بین روستاییان توزیع کند. کارنا بلافاصله برای توزیع طلا بین روستاییان رفت.
He called all villagers and after everyone was gathered, Karna announced, “This gold belong to you.. You may take as per your requirement..”
همه اهالی روستا را صدا زد و بعد از اینکه همه جمع شدند کارنا اعلام کرد: این طلا متعلق به شماست.
After saying this Karna left. Arjuna was surprised and confused. Krishna understood.
بعد از گفتن این کارنا رفت. آرجونا متعجب و گیج شد. کریشنا فهمید.
Krishna said to Arjuna, “When you were asked to distribute gold, you were deciding about requirement of each villagers need of gold. You were doing it knowing that it’s charity.
کریشنا به آرجونا گفت: «وقتی از شما خواسته شد طلا را توزیع کنید، در مورد نیاز هر روستایی به طلا تصمیم میگیرید. شما این کار را انجام می دادید که می دانستید این کار خیریه است.
Where as Karna just gave away all the gold and left. He didn’t even waited for people to praise or cheer him. He was not interested in what people will say about him. It’s sign of a man who had become enlightened.”
جایی که کارنا فقط تمام طلاها را داد و رفت. او حتی منتظر نشد تا مردم او را تحسین کنند یا تشویق کنند. او علاقه ای نداشت که مردم در مورد او چه خواهند گفت. این نشانه مردی است که روشن فکر شده بود.»
Arjuna’s question was answered to him in beautiful manner.
سوال آرجونا به زیبایی به او پاسخ داده شد.
Moral: Expecting Gratitude or Congratulations In return of doing charity or help will just turn it into a deal. If We are Giving some Help or Donation we should do it without any Hope for anything in Return.
اخلاقیات: انتظار شکرگزاری یا تبریک در ازای انجام امور خیریه یا کمک، آن را به یک معامله تبدیل می کند. اگر کمک یا کمک مالی می کنیم، باید آن را بدون هیچ امیدی برای بازگشت انجام دهیم.