King of Birds>
پادشاه پرندگان
King of Birds
پادشاه پرندگان
King of Birds:
پادشاه پرندگان:
Once all bird in jungle gathered and decided that they should have a King among birds.
یک بار همه پرندگان جنگل جمع شدند و تصمیم گرفتند که باید یک پادشاه در میان پرندگان داشته باشند.
Now the question was – Who will be the King of birds??
حال سوال این بود که پادشاه پرندگان کی خواهد بود؟
Myna had an idea and suggested, “Let’s keep a competition between bird and one who fly highest could be crowned as King of all birds..”
مینا ایده ای داشت و پیشنهاد داد: "بیایید رقابت بین پرنده ای برگزار کنیم و کسی که بالاترین پرواز را دارد می تواند به عنوان پادشاه همه پرندگان تاج گذاری کند."
Everyone liked the idea and agreed for it.
همه این ایده را پسندیدند و با آن موافقت کردند.
Eagle who was also present there started to boast about his strong and big body and said, “I am the strongest of all birds. You all know that i am only one who can fly highest.. Then why bother with all this competition? Why not make me king now. ”
عقابی که در آنجا حضور داشت شروع به فخرفروشی از اندام قوی و درشت خود کرد و گفت: من از همه پرندگان قویترم. همه شما می دانید که من تنها کسی هستم که می توانم در بالاترین سطح پرواز کنم. پس چرا این همه رقابت را به خود مشغول کنید؟ حالا چرا من را پادشاه نمی کنی؟ ”
“Still.. there is a possibility that you may not win.”,piped a little voice.
صدای کمی بلند شد: "هنوز.. این احتمال وجود دارد که شما برنده نشوید."
Eagle turned to look around to see who said that. To his surprise it was said by a little sparrow.
عقاب برگشت تا به اطراف نگاه کند تا ببیند چه کسی این را گفته است. در کمال تعجب گنجشک کوچکی گفت.
In mocking voice Eagle said, “Oh..!!! And who is going to beat me?? You..??”
عقاب با صدای تمسخر آمیزی گفت: اوه..!!! و کی قراره منو بزنه؟؟ تو..؟؟»
Sparrow didn’t said anything. Later all birds got ready for race.
گنجشک چیزی نگفت. بعداً همه پرندگان برای مسابقه آماده شدند.
As soon as owl signaled all birds started flying up into the air but they could not fly very high and very fast for long.
به محض اینکه جغد علامت داد، همه پرندگان شروع به پرواز در هوا کردند، اما نتوانستند برای مدت طولانی خیلی بلند و خیلی سریع پرواز کنند.
One by one, they dropped out of the race. Only the Eagle went on flying, as strong as ever.
یکی یکی از مسابقه کنار رفتند. فقط عقاب بود که مثل همیشه قوی بود به پرواز.
Eagle looked below him and saw that all birds had given up. He said, “Didn’t i said that already? I am only one who can fly highest… Now you all agree that I am King of all the birds..”
عقاب به زیر او نگاه کرد و دید که همه پرندگان تسلیم شده اند. او گفت: «مگر قبلاً این را نگفتم؟ من تنها کسی هستم که میتوانم در بالاترین سطح پرواز کنم... حالا همه شما قبول دارید که من پادشاه همه پرندگان هستم.»
What the Eagle did not know was that the tiny Sparrow had been flying under his wing. The moment he stopped, Sparrow darted out.
چیزی که عقاب نمی دانست این بود که گنجشک کوچک زیر بال او پرواز می کرد. در لحظه ای که اسپارو ایستاد، به بیرون رفت.
He flew just above the Eagle’s head and cried out, “No, no, no Mr Eagle. I am king of the birds. Look, I have flown higher than you.”
او درست بالای سر عقاب پرواز کرد و فریاد زد: «نه، نه، نه آقای عقاب. من پادشاه پرندگان هستم ببین من بالاتر از تو پرواز کردم.»
All the birds agreed with the Sparrow. In any case, they were glad to see the proud Eagle beaten. They chose Sparrow as their king.
همه پرندگان با گنجشک موافق بودند. به هر حال از دیدن کتک خوردن عقاب مغرور خوشحال شدند. آنها اسپارو را به عنوان پادشاه خود انتخاب کردند.
Moral: Even if Opponent or the Work is Stronger than your Ability, it does not mean that you should Give up before Trying but Instead you should think and try to find a Solution to the Problem Sensibly and Patiently.
اخلاقی: حتی اگر حریف یا کار قویتر از توانایی شما باشد، به این معنا نیست که قبل از تلاش باید تسلیم شوید، بلکه باید فکر کنید و سعی کنید راه حلی برای مشکل پیدا کنید.