Laughing Stock

خنده سهام

Laughing Stock

خنده سهام

Laughing Stock

خنده سهام

Once there was a boy called Pat who had a habit of laughing at every small thing. One day, he went to a bank with his mother. When she was depositing money, three robbers entered the bank. They opened fire.

یک بار پسری به نام پت بود که عادت داشت به هر چیز کوچکی بخندد. یک روز با مادرش به بانک رفت. زمانی که او در حال واریز پول بود، سه سارق وارد بانک شدند. آتش گشودند.

All the people in the bank got scared. Suddenly, Pat started laughing loudly. The robbers thought that there must be some trap laid for them in the bank. Their minds got distracted and in the meantime, the guards overpowered them.

همه مردم بانک ترسیدند. ناگهان پت با صدای بلند شروع به خندیدن کرد. سارقان فکر کردند که باید برای آنها تله ای در بانک گذاشته شده باشد. حواس آنها پرت شد و در این بین نگهبانان بر آنها غلبه کردند.

The robbers were handed over to the cops. Everybody praised Pat. When his mother asked him that why he laughed, he replied, "The mole on one of the robber's face was very funny."

سارقان به پلیس تحویل داده شدند. همه از پت تعریف کردند. وقتی مادرش از او پرسید که چرا می خندی، او پاسخ داد: خال روی صورت یکی از دزدها خیلی خنده دار بود.