Lazy Rich Man Problem

مشکل مرد ثروتمند تنبل

Lazy Rich Man Problem

مشکل مرد ثروتمند تنبل

Lazy Rich Man Problem:

مشکل مرد ثروتمند تنبل:

Once there was a very rich businessman who was kind and generous. He used to help everyone, everyone liked him still his family and friends were worried about him because he was very lazy.

روزی یک تاجر بسیار ثروتمند بود که مهربان و سخاوتمند بود. او به همه کمک می کرد، همه او را دوست داشتند، هنوز خانواده و دوستانش نگران او بودند زیرا او بسیار تنبل بود.

He used to work from home and spent days, weeks in bed without getting out anywhere or doing any physical work to keep himself healthy because of his laziness.

او قبلاً از خانه کار می کرد و روزها و هفته ها را در رختخواب سپری می کرد بدون اینکه از جایی بیرون بیاید یا هیچ کار بدنی انجام دهد تا سلامت خود را به دلیل تنبلی حفظ کند.

Soon, he got fat and used to get tired very easily, time came when he was not even able to move himself. His family and friends got worried him and contacted many doctors to get him back to his feet but nothing worked.

خیلی زود چاق شد و خیلی راحت خسته می شد، زمانی فرا رسید که حتی نمی توانست خودش را تکان دهد. خانواده و دوستانش او را نگران کردند و با پزشکان زیادی تماس گرفتند تا او را به پاهایش برگردانند اما هیچ چیز مؤثر نبود.

One day family got to know about a holy man visiting his city. Rich man family went to holy man and asked him if he can help. Holy man said he can easily cure rich man. Family was very happy to know this. They requested holy man to come and visit rich man house to cure him but holy man refused.

یک روز خانواده با مرد مقدسی آشنا شدند که به شهرش زیارت می کرد. خانواده مرد ثروتمند نزد مرد مقدس رفتند و از او پرسیدند که آیا می تواند کمک کند؟ مرد مقدس گفت به راحتی می تواند انسان ثروتمند را درمان کند. خانواده از دانستن این موضوع بسیار خوشحال شدند. آنها از مرد مقدس خواستند که برای شفای مرد ثروتمند به خانه او بیاید، اما مرد مقدس نپذیرفت.

Holy man said, “I will cure him but in order to get cured rich man have to come to him and visit holy man’s place.”

مرد مقدس گفت: من او را شفا می‌دهم، اما برای شفا یافتن، مرد ثروتمند باید نزد او بیاید و به زیارت آن حضرت بیاید.

Next day, after strenuous effort, rich man was taken to holy man house and there he meet holy man. Holy man complimented him saying that he was kind and generous man and in order to have a good life he should regain his health.

روز بعد، پس از تلاش فراوان، مرد ثروتمندی را به خانه آن حضرت بردند و در آنجا با مرد مقدس ملاقات کرد. مرد مقدس به او تعارف کرد و گفت که او مردی مهربان و بخشنده است و برای داشتن زندگی خوب باید سلامتی خود را به دست آورد.

Rich man was very happy to meet holy man and agreed. Holy man asked rich man to come to him next day for treatment but he will treat him only if he came to him by foot.

مرد ثروتمند از ملاقات با مرد مقدس بسیار خوشحال شد و موافقت کرد. مرد مقدس از مرد ثروتمندی خواست که روز بعد برای معالجه نزد او بیاید، اما اگر پیاده به نزد او بیاید او را درمان می کند.

Holy man residence was at distant place from rich man house but in order to get treatment rich man who was not able to walk few steps properly with great effort and family help walked all the way to holy man house.

اقامتگاه مقدس مرد در محلي دورتر از خانه ثروتمندان قرار داشت، اما براي درمان، مرد ثروتمندي كه نتوانست چند قدمي را به درستي طي كند، با تلاش فراوان و كمك خانواده تمام راه را تا خانه مرد مقدس پياده كرد.

Unfortunately holy man was not there. One of Disciple of holy man came out side and asked rich man to come again next day for treatment.

متأسفانه مرد مقدس آنجا نبود. یکی از شاگردان مرد مقدس بیرون آمد و از مرد ثروتمند خواست که روز بعد برای معالجه بیاید.

Rich was sad to hear that as it took great effort to reach there but he agreed to come again next day. Next day again rich man took great effort to reach there but again was not able to meet holy man for treatment.

ریچ از شنیدن این موضوع ناراحت شد زیرا تلاش زیادی برای رسیدن به آنجا لازم بود اما او قبول کرد که روز بعد دوباره بیاید. روز بعد دوباره مرد ثروتمند تلاش زیادی کرد تا خود را به آنجا رساند، اما باز هم نتوانست برای معالجه با مرد مقدس ملاقات کند.

This repeated for 2 weeks but still rich man was not able to meet holy man and ask him for treatment.

این کار به مدت 2 هفته تکرار شد، اما هنوز مرد ثروتمند نتوانست آن حضرت را ملاقات کند و از او درخواست معالجه کند.

As rich man was returning to his home he realized that he feels lot lighter while walking and he has lost some weight just in these few days. Now Rich man understood importance of being healthy and fit.

زمانی که مرد ثروتمندی در حال بازگشت به خانه خود بود، متوجه شد که هنگام راه رفتن احساس سبکی بیشتری دارد و در این چند روز مقداری وزن کم کرده است. اکنون مرد ثروتمند اهمیت سلامت و تناسب اندام را درک کرده است.

Rich man was thankful to Holy man for helping him and returned back with resolve to getting his health back. Soon, rich man regained his health and all his friends and family were happy to see him active and happy.

مرد ثروتمند از مرد مقدس برای کمک به او تشکر کرد و با عزم راسخ برای بازگرداندن سلامتی خود بازگشت. به زودی مرد ثروتمند سلامتی خود را به دست آورد و همه دوستان و خانواده اش از دیدن او فعال و شاد خوشحال شدند.

Moral: We should Understand that for better Life only Wealth is not everything. We should pay Attention to our Health too.

اخلاق: باید درک کنیم که برای زندگی بهتر فقط ثروت همه چیز نیست. ما باید به سلامت خود نیز توجه کنیم.