Learning and Wisdom Stories>
داستان های یادگیری و حکمت
Learning and Wisdom Stories
داستان های یادگیری و حکمت
Learning and Wisdom Stories:
داستان های یادگیری و حکمت:
Story 1: Why to Learn Together..??
داستان 1: چرا با هم یاد بگیریم؟
Once all disciples were sitting with master.
یک بار همه شاگردان با استاد نشسته بودند.
One of disciple questioned his master, “Master, Everyone says that to find spiritual inner self one have to go alone in search of it.
یکی از شاگردان از استادش پرسید: «استاد، همه می گویند که برای یافتن درون معنوی باید به تنهایی در جستجوی آن بود.
If it’s true then why are we all together here learning about Spiritual Enlightenment?”
اگر این درست است، پس چرا ما همه با هم اینجا در مورد روشنگری معنوی یاد می گیریم؟
Master replied, “A tree in forest is always stronger than a lone tree. In forest, humidity is maintained and it also helps to maintain soil fertile. Forest can resist hurricane or any other nature calamity.
استاد پاسخ داد: «یک درخت در جنگل همیشه قوی تر از یک درخت تنها است. در جنگل، رطوبت حفظ می شود و همچنین به حفظ حاصلخیز خاک کمک می کند. جنگل می تواند در برابر طوفان یا هر بلای طبیعی دیگر مقاومت کند.
In forest, Different trees and plants grow together helping each other making their roots stronger and more deep.
در جنگل، درختان و گیاهان مختلف با هم رشد می کنند و به یکدیگر کمک می کنند تا ریشه های آنها قوی تر و عمیق تر شود.
Similarly, When we work together allows us to grow and help each other. In this way with others help we can grow in our way and be a better person.
به طور مشابه، وقتی با هم کار می کنیم به ما امکان می دهد رشد کنیم و به یکدیگر کمک کنیم. به این ترتیب با کمک دیگران می توانیم در مسیر خود رشد کنیم و فرد بهتری باشیم.
This helps us to learn our weakness and also see faults in ourselves and correct them. This is path one should follow who wish to commune with God.”
این به ما کمک می کند تا نقاط ضعف خود را بیاموزیم و همچنین عیوب خود را ببینیم و آنها را اصلاح کنیم. کسی که می خواهد با خدا ارتباط برقرار کند، این راهی است که باید دنبال شود.»
Moral:
اخلاقی:
When we Learn with others, It gives us Opportunity to Learn different things and Views and be a Better person.
وقتی با دیگران یاد می گیریم، این فرصت را به ما می دهد که چیزها و دیدگاه های مختلف را بیاموزیم و فرد بهتری باشیم.
Story 2: Big Tree Bearing Tiny Walnuts..!!
داستان 2: درخت بزرگی که گردوهای ریز دارد..!!
Once a man was lying in the shade of a very big walnut tree. He was resting there thinking about nature.
روزی مردی زیر سایه درخت گردوی بسیار بزرگ دراز کشیده بود. او در آنجا استراحت می کرد و به طبیعت فکر می کرد.
Looking up at the mighty tree the thought to himself, “God is great and wise but was it indeed wise that such great tree was created to bear such tiny fruits like walnuts??
با نگاه کردن به درخت تنومند با خود فکر کرد: "خدا بزرگ و حکیم است، اما آیا واقعاً عاقلانه بود که چنین درخت بزرگی آفریده شد تا میوه های بسیار ریزی مانند گردو بدهد؟
Trees with such stout stem and strong limbs can easily carry weight of great pumpkins. And yet pumpkins grows from spindly vines in fields and those vines can not even bear weight of their own fruit.”
درختانی با چنین ساقه های تنومند و اندام های قوی می توانند به راحتی وزن کدو تنبل های عالی را تحمل کنند. و با این حال کدو تنبل از انگورهای دوکی در مزارع رشد می کند و آن تاک ها حتی نمی توانند وزن میوه خود را تحمل کنند.
Thinking this man dozed off and was suddenly awakened by a walnut that fell from the tree striking him on his forehead.
با تصور اینکه این مرد چرت زد و ناگهان گردویی که از درخت افتاد و به پیشانی او اصابت کرد از خواب بیدار شد.
Seeing what happened he thought to himself, “Thank God. Trees bear only Walnut.. if it had been pumpkin that fell on my head, i would have been killed by that.’
با دیدن اتفاقی که افتاد با خودش فکر کرد: «خدایا شکرت. درختها فقط گردو میآورند.. اگر کدو تنبل روی سرم میافتاد، با آن کشته میشدم.»
God is merciful and he has arranged Nature very wisely.
خداوند مهربان است و طبیعت را بسیار عاقلانه سامان داده است.
Moral:
اخلاقی:
We should Trust God with Everything. God has Arranged everything in this Nature very Wisely and Everything that Exist and Happens, Happens for a Reason.
ما باید در همه چیز به خدا اعتماد کنیم. خداوند همه چیز را در این طبیعت بسیار حکیمانه ترتیب داده است و هر چیزی که وجود دارد و اتفاق می افتد، به دلیلی اتفاق می افتد.