Li and Gao>
لی و گائو
Li and Gao
لی و گائو
Li and Gao:
لی و گائو:
Li was a foolish neighbour, but one day, in the gambling house, Li won three hundred yuan.
لی یک همسایه احمق بود، اما یک روز، در خانه قمار، لی سیصد یوان برد.
‘Oh, what shall I do with my yuan? Where shall I hide them? Where shall I store them...? Ah, a good idea. I will store them in the ground.’
اوه، با یوانم چه کنم؟ کجا آنها را پنهان کنم؟ کجا ذخیره کنم...؟ آه، ایده خوبی است. من آنها را در زمین ذخیره خواهم کرد.»
Li dug a hole and put the three hundred yuan into the hole. He covered the hole and then got a scrap of paper. He wrote on that scrap of paper and stuck it onto the ground.
لی چاله ای حفر کرد و سیصد یوان را داخل چاله گذاشت. سوراخ را پوشاند و سپس یک تکه کاغذ گرفت. روی آن تکه کاغذ نوشت و روی زمین چسباند.
It read: Three hundred yuan are not buried here.
نوشته بود: سیصد یوان در اینجا دفن نشده است.
He had a jealous neighbour called Gao.
او یک همسایه حسود داشت به نام گائو.
Gao knew that Li had won three hundred yuan and was full of jealousy. He looked for where Li might have hidden them, and then he found that scrap of paper.
گائو می دانست که لی سیصد یوان برنده شده است و پر از حسادت است. او به دنبال جایی بود که لی ممکن است آنها را پنهان کرده باشد و سپس آن کاغذ پاره شده را پیدا کرد.
He dug up the three hundred yuan. He covered the hole. Then he found another scrap of paper and wrote on it and pressed it onto the ground.
او سیصد یوان را بیرون آورد. سوراخ را پوشاند. سپس یک تکه کاغذ دیگر پیدا کرد و روی آن نوشت و آن را روی زمین فشار داد.
On it was written the words: Gao did not steal three hundred yuan.
روی آن نوشته شده بود: گائو سیصد یوان ندزدید.